Dolar$

شمال

Well-Known Member
کاربر فعال
چه تدبیر و امید
چه کوفت و زهر مار
اینها همه برامده از این حکومت و مورد تایید این حکومت هستند
پس بیهوده به دنبال جداسازی اینها نباشید
تدبیر و امید را کلا بیخیال و تکرار کردن هم دیگه حرامه

مهم سلامتی شما و مردم ایرانه و آرامشه
 

Mr.Optimist

Well-Known Member
کاربر فعال
در حال حاضر شما دارایی سهام ندارید.

این متنو سایت IPS برای درخواست نمایش دارایی سهام نشون میده.آیا سایتش هک شده یا چی شده؟
 

Parvazzz

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
خیلی عجیبه که هر روز تحلیل گران و اقتصاددانان و نماینده های مجلس و اساتید دانشگاه و ... از رانت و فساد گسترده ناشی از ارز ۴۲۰۰ تومنی میگن و کسی جلو این موضوع را نمیگیره.
پولی که برای بیمار و نیازمند و عموم مردم در نظر گرفته شده را چرا به خودشون نمیدید؟؟؟؟؟
فقط به دزدان و فاسدان اعتماد دارید یا خودتون هم شریک دزدی هستید؟؟؟
اینجاست که در مقایسه با این دزدان و مفسدان اعتدالی باید گفت صد رحمت به احمدی نژاد حداقل یه خیری هم به مردم میرسوند ولی خیر اینا فقط به قاچاقچی و رانتخواران میرسه!
 

boursetse

Well-Known Member
کاربر فعال
پلان۱:

محمدرضا باهنر: فکر می‌کنید اگر در سطح بالای نظام کسی مخالف برجام بود، اصلاً کسی جرأت داشت برجام را امضا کند؟

مجری: بله؛ رهبرانقلاب بزرگترین مخالف برجام بودند.

باهنر: وارد این بحث‌ها نشویم!

پلان۲:

مجری: شما که از برجام دفاع می‌کنید متن کامل برجام را خوانده‌اید؟

باهنر: بله

مجری: چطور وقتی بند ۳۷ برجام را خوانده‌اید هنوز از چنین توافقی دفاع می‌کنید؟

باهنر: وارد این مباحث نشویم! من اصلا تخصصی در سیاست خارجی ندارم؛ شما این مباحث را خوانده‌اید و بلدید!

پ.ن: اینگونه برای ما برنامه می‌ریزند تا با #فریب_مذاکره، مردم را به #خسارت_برجام ی دیگر هدایت کنند.


⭕ متاسفانه منافقین داخلی برنامه دارن از غفلت مردم استفاده کنن و یه برجام دیگه رو به کشور تحمیل کنن

کسانی به برجام رای دادن که اصلا نخونده بودنش! فقط به خاطر منافع پشت پرده

خیلی زود تصویبش کردن تا زندگی و معیشت مردم سخت بشه...

خیلی نامردیه که دوباره بتونن مردم رو فریب بدن این شیاطین!

#فریب_مذاکره
 

omid_saleh

Well-Known Member
کاربر فعال
خیلی عجیبه که هر روز تحلیل گران و اقتصاددانان و نماینده های مجلس و اساتید دانشگاه و ... از رانت و فساد گسترده ناشی از ارز ۴۲۰۰ تومنی میگن و کسی جلو این موضوع را نمیگیره.
پولی که برای بیمار و نیازمند و عموم مردم در نظر گرفته شده را چرا به خودشون نمیدید؟؟؟؟؟
فقط به دزدان و فاسدان اعتماد دارید یا خودتون هم شریک دزدی هستید؟؟؟
اینجاست که در مقایسه با این دزدان و مفسدان اعتدالی باید گفت صد رحمت به احمدی نژاد حداقل یه خیری هم به مردم میرسوند ولی خیر اینا فقط به قاچاقچی و رانتخواران میرسه!
جوابش ساده است : دلالان در دولت و نظام نفوذ بالایی دارند!
 

hasan12

Well-Known Member
کاربر فعال
زین پس سالی ۴۰۰ هزار میلیارد تومان حداقل پول داره خلق میشه و ریالو بی ارزش میکنه!
با این سرعت خلق پول...مطمئنا توافقم بشه دلار بالا خواهد رفت
تحریما با همین شدت باشه بر سرعت افزایش دلار خواهد افزود
حالا نفت هم بیاد زیر 50 دلار دیگه هیچ
 

محمودیا

Well-Known Member
کاربر فعال
بازدهی اوراق قرضه ۱۰ ساله آمریکا بعد از یک رشد مجدد کف قبلی خود را شکست.
بازده لحظه ای این اوراق ۱.۶۶٪ است که موید ورود نقدینگی مجدد به این اوراق است.(ورود نقدینگی به دارایی امن). شاخص داو جونز آمریکا نیز در حدود ۱٪ منفی خورده است.

کمترین میزان بازدهی این اوراق در سال ۲۰۱۶ تا به امروز ۱.۵٪ بوده است. وجود ترامپ با شعارهای انتخاباتی باعث شد که بازدهی این اوراق در اوایل سال ۲۰۱۶ از محدود ۱.۵٪ (کف ۳.۵ ساله) تا ۳.۳٪ اواخر ۲۰۱۸ رشد کند و بعد از آن در مسیر نزول قرار گرفت.
به عبارتی در ماه های ابتدایی آقای ترامپ خوشبینی به آینده وجود داشت و امروز قضیه برعکس شده است.
 

karma_1979

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
اقتصاد چین در سراشیبی...
معمای نظام اعتباری چین/ گفت‌وگوی رابرت برنر با ویکتور شی

آیا مسیر رشد از طریق ایجاد بدهی بیش‌تر، و فراتر از مازاد حساب جاری، واقعاً پایدار است؟ شما انتظار چه مسائلی را در صورت تحقق این مسیر دارید؟



چین با یک تناقض ذاتی مواجه است بین آنچه که باید برای تداوم رشد و حفظ موقعیت خود در زنجیره‌ی تولید جهانی انجام دهد- که مستلزم ایجاد حجم بیش‌تری از اعتبار است- و آنچه باید برای ممانعت از کاهش نرخ مبادله‌ی رنمینبی و افزایش فشار خروج سرمایه از کشور انجام دهد-که در گرو افزایش نرخ‌های بهره و کاهش ایجاد اعتبار است. این تناقض در طی زمان شدیدتر شده، زیرا برای تحریک مقدار معینی از رشد، اعتبار بیش‌تری نیاز است.


الزامی که این بدهی فوق‌العاده بالا برای چین ایجاد می‌کند در سطوح عظیم اعاده‌ی بدهیِ – پرداخت‌های بهره – همراه با آن آشکار است. در دوره 12 ماهه منتهی به ژوئن 2017، میزان افزایش پرداخت‌های بهره عملاً نزدیک به 8 تریلیون رنمینبی از افزایش تولید ناخالص داخلی اسمی پیشی گرفت. از آن‌جا که نکول بدهی در دستور نبود، بار اضافی بهره باید به نحوی تأمین مالی می‌شد. افزایش هزینه‌های استقراض می‌توانست توسط خودِ تولید ناخالص داخلی (درآمد) پرداخت شود، که مستقیماً کاهش رشد تولید ناخالص داخلی را همراه داشت. اما پرداخت‌های بهره‌ی جدید از طریق وام‌های مجدد پوشش یافت، که باعث افزایش بیش‌تر بدهی کل شد. بنابراین طبق تعریف، اقتصاد چین – با درگیرشدن در آنچه ‌هایمن مینسکی استقراض پونزی[14] نامیده – تبدیل به یک دستگاه پونزی شده است.


در نتیجه، اگر چین بخواهد از کاهش نرخ رشد ممانعت کند، مجبور خواهد بود گسترش اعتبارات را با یک نرخ بزرگ و همواره افزایشی دنبال کند، همان کاری که تاکنون انجام داده است. اما اگر اقتصاد به همین روش فعلی بدهی‌ها را انباشته کند، به‌‌ناگزیر ارزش رنمینبی پایین خواهد رفت و فشار برای فرار سرمایه ایجاد می کند. با ایجاد شکاف در دیوار کنترل سرمایه، راه بر بحران مالی باز خواهد شد. از سوی دیگر، اگر چین افزایش نرخ‌های بهره‌ی داخلی را انتخاب کند که رشد اعتبار را کاهش می دهد و ارز را سرپا نگه می‌دهد، این گزینه روند خروج سرمایه از کشور را کاهش خواهد داد اما همزمان وام‌دهی و سرمایه گذاری داخلی را که برای رشد بسیار پایدار ضروری است، کاهش خواهد داد.


به نظر می‌رسد چین باید بین ثبات سیاسی – که مستلزم رشد اعتبار و در نتیجه نرخ کاهنده‌ی ارز و نرخ افزایشی بدهی است – و ثبات مالی – که به معنی توقف فرار سرمایه و در نتیجه نرخ افزایشی ارز و رشد آهسته‌تر اعتبار است – یکی را انتخاب کند. به نظر می رسد کشور در برابر محدودیت‌های مدل اقتصادی خود قرار دارد. در سه یا چهار سال آینده، نیاز خواهد بود چین بین تقلیل پولی گسترده‌ی ناشی تداوم بدهی از یک سوی، و ترکیدن حباب مالی داخلی و متعاقب آن کاهش سرعت رشد از سوی دیگر، دست به انتخاب بزند. این انتخابِ دشوار، آزمونی بر رهبری شی جین‌پینگ خواهد بود.
 

karma_1979

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
اقتصاد چین در سراشیبی...
معمای نظام اعتباری چین/ گفت‌وگوی رابرت برنر با ویکتور شی

آیا مسیر رشد از طریق ایجاد بدهی بیش‌تر، و فراتر از مازاد حساب جاری، واقعاً پایدار است؟ شما انتظار چه مسائلی را در صورت تحقق این مسیر دارید؟



چین با یک تناقض ذاتی مواجه است بین آنچه که باید برای تداوم رشد و حفظ موقعیت خود در زنجیره‌ی تولید جهانی انجام دهد- که مستلزم ایجاد حجم بیش‌تری از اعتبار است- و آنچه باید برای ممانعت از کاهش نرخ مبادله‌ی رنمینبی و افزایش فشار خروج سرمایه از کشور انجام دهد-که در گرو افزایش نرخ‌های بهره و کاهش ایجاد اعتبار است. این تناقض در طی زمان شدیدتر شده، زیرا برای تحریک مقدار معینی از رشد، اعتبار بیش‌تری نیاز است.


الزامی که این بدهی فوق‌العاده بالا برای چین ایجاد می‌کند در سطوح عظیم اعاده‌ی بدهیِ – پرداخت‌های بهره – همراه با آن آشکار است. در دوره 12 ماهه منتهی به ژوئن 2017، میزان افزایش پرداخت‌های بهره عملاً نزدیک به 8 تریلیون رنمینبی از افزایش تولید ناخالص داخلی اسمی پیشی گرفت. از آن‌جا که نکول بدهی در دستور نبود، بار اضافی بهره باید به نحوی تأمین مالی می‌شد. افزایش هزینه‌های استقراض می‌توانست توسط خودِ تولید ناخالص داخلی (درآمد) پرداخت شود، که مستقیماً کاهش رشد تولید ناخالص داخلی را همراه داشت. اما پرداخت‌های بهره‌ی جدید از طریق وام‌های مجدد پوشش یافت، که باعث افزایش بیش‌تر بدهی کل شد. بنابراین طبق تعریف، اقتصاد چین – با درگیرشدن در آنچه ‌هایمن مینسکی استقراض پونزی[14] نامیده – تبدیل به یک دستگاه پونزی شده است.


در نتیجه، اگر چین بخواهد از کاهش نرخ رشد ممانعت کند، مجبور خواهد بود گسترش اعتبارات را با یک نرخ بزرگ و همواره افزایشی دنبال کند، همان کاری که تاکنون انجام داده است. اما اگر اقتصاد به همین روش فعلی بدهی‌ها را انباشته کند، به‌‌ناگزیر ارزش رنمینبی پایین خواهد رفت و فشار برای فرار سرمایه ایجاد می کند. با ایجاد شکاف در دیوار کنترل سرمایه، راه بر بحران مالی باز خواهد شد. از سوی دیگر، اگر چین افزایش نرخ‌های بهره‌ی داخلی را انتخاب کند که رشد اعتبار را کاهش می دهد و ارز را سرپا نگه می‌دهد، این گزینه روند خروج سرمایه از کشور را کاهش خواهد داد اما همزمان وام‌دهی و سرمایه گذاری داخلی را که برای رشد بسیار پایدار ضروری است، کاهش خواهد داد.


به نظر می‌رسد چین باید بین ثبات سیاسی – که مستلزم رشد اعتبار و در نتیجه نرخ کاهنده‌ی ارز و نرخ افزایشی بدهی است – و ثبات مالی – که به معنی توقف فرار سرمایه و در نتیجه نرخ افزایشی ارز و رشد آهسته‌تر اعتبار است – یکی را انتخاب کند. به نظر می رسد کشور در برابر محدودیت‌های مدل اقتصادی خود قرار دارد. در سه یا چهار سال آینده، نیاز خواهد بود چین بین تقلیل پولی گسترده‌ی ناشی تداوم بدهی از یک سوی، و ترکیدن حباب مالی داخلی و متعاقب آن کاهش سرعت رشد از سوی دیگر، دست به انتخاب بزند. این انتخابِ دشوار، آزمونی بر رهبری شی جین‌پینگ خواهد بود.
هیات حاکمه چین در یک پارادوکس عحیب گرفتار شده که در متن بالا بدان اشاره شده و این دقیقا همان نقطه ضعفی هست که ترامپ در حال استفاده از ان برای ازپا دراوردن اقتصاد چین می باشد اگر هیات حاکمه چین نتواند نرخ رشد اقتصادی را بالا ببرد و همزمان این نرخ افت پیدا کند نه تنها برای 50 درصد جمعیت نقشه راهی برای اینده نخواهد داشت بلکه ان 50 درصدی هم که در حال حاضر در حال بهره برداری از دستاوردهای گذشته این کشور هستند هم به بیرون پرت خواهند شد و این مشروعیت هیات حاکمه را زیر سوال برده و باعث اشفتگی در صحنه سیاسی و ناارمیهای گسترده در چین و خطر تجزیه این کشور خواهد شد نوک کوه یخی را هم اکنون می توان در هنگ کنگ مشاهده کرد
با چنین اوضاعی باید منتظر کاهش پیوسته قیمت نفت و کامودیتیها و همچنین سقوط بی وقفه شاخصهای اقتصادی بود
تنها مامن امن سرمایه های جهانی فقط و فقط انس طلا می باشد
 
بالا