گپ و گفت پیرامون اندیشه‌های روزمره بورس‌بازان

siso

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
سلام یک سوال
کارگزاری داریم که امکان انتقال پول از یک حساب انلاین به حساب انلاین دیگری را داشته باشه؟؟
یعنی برای مثال
شخصی یک میلیون تومن مانده آنلاینش هست همون موقع بتونه به حساب آنلاین دیگه ای واریزکنه(به صورت اینترنتی)؟
 

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام.
ببخشید که دیر پاسخ می‌دهم. پدرم حالشان بسیار بد بود و هنوز هم بد است و بیمارستان هستند و عمل کردند و باید پیششان باشم.
بسیار این حالت به وجود می‌آید. نظریه‌ای که این را می‌تواند توجیه کند (به نگرم) این است که ما خودمان را با پدیده‌هایی که پیش از یک اتفاق معمولا رخ می‌دهد (به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه) تطبیق داده‌ایم. مثلا اگر علت آمدن سونامی در ژاپن گرم‌شدن هوای آمازون باشد ما ناخودآگاه فهمیده‌ایم هرگاه تعداد مهاجران آمازونی در اروپا زیاد می‌شود قرار است در ژاپن سونامی بیاید... نمی‌دانیم برای چه؟ ولی می‌دانیم این اتفاق می‌افتد.
در مورد نفت و ... هم همین است با جزییات بیشتر که اگر شد خدمتتان عرض می‌کنم بعدا.
یا علی.
با عرض سلام و خسته نباشید و خداقوت و غیره، خدمت شما برادر محترم جناب محمدحسین خان دامه برکاته @mhjtalarebourse و دوست عزیزمون دامه افاضاته @prince0fpersia
من این تاپیک رو تازه دیدم ( برادر محمدحسین لینکشو فرستاد) .... همه صفحات رو از اول خوندم و حس می کنم به چشم من حلقه مفقوده در مباحث شما وجود داره.
بحث ها زیاد بود. منم خیلی بلد نیستم توی فروم ها چیز بنویسم ( نقل قول و این چیزا رو خیلی بلد نیستم)!!! اون چیزهایی که یادم مونده بود رو میگم . البته بااجازه....
خدمت جناب محمدحسین و @prince0fpersia عزیز باید نکته مهمی رو عرض کنم. شما دو عزیز دارید بازار سرمایه رو با دید مهندسی نگاه می کنید. چون مهندسی خوندید. شما کامپیوتر خونده هایی هستید که دنبال مسائل اقتصادی هستید و من اقتصاد خونده ای هستم که دنبال مسائل کامپیوتری هستم!!!! ۱-۱ مساوی!!!!
وقتی می بینم که توی بحث هاتون اصلاً به ذات بازار ( که اصل و شالوده بازار هست) توجه کافی نمی کنید ، این یعنی دید مهندسی در اقتصاد ... با عرض پوزش این همون بلاییه که سیاست گذارهای کشور ما دچارش شدن.. میان به صورت دستوری نرخ بهره رو دستکاری می کنن. یا نرخ ارز رو... . اونا فکر می کنن دو دوتا توی اقتصاد همیشه میشه ۴ تا.. در حالی که همیشه اینطور نیست
عزیزان من
هردوی شما عزیزان برنامه نویس های عالی هستید اما بنده حقیر یک پیشنهاد خدمت شما عرض می کنم. از فکر الگوریتم بیاید بیرون. اصلاً فکر کنید الگوریتم کار نمی کنه. معاملات الگوریتمی چیزی جز شکست نیست... نه اینکه این فکر درسته .. نه ... اما شما موقتا اینجوری فکر کنید ...( مثل زمانی که توی دبیرستان میرسیدیم به جوابی که زیر رادیکال با فرجه زوج منفی بود ... اون موقع به نفعمون بود که بگیم غیر قابل قبوله در حالی که بعدها اعداد موهومی به ما گفت که نه تنها غیر قابل قبوله بلکه راهگشای خیلی از مشکلاته) ... فعلا فکر کنید که نیست.. منظور من اینه که بیاید بیرون و از بیرون به ماجرا نگاه کنید... ارزششو داره!!!
همزمان هم درس شیرین آمار و احتمال رو بخونید... ببخشید که انقد شفاف صحبت می کنم... اصل کار بازار آمار و احتماله.... باید واردش بشی تا ببینی چیه لامصب... آقای محمدحسین یه جایی یه نکته ای گفت که به جای پیش بینی قیمت، دنبال درصد احتمال موفقیته.. و این همون آمار و احتماله...
ما توی دوره فوق لیسانس یه درس داشتیم به اسم اقتصاد سنجی که ادامه آمار و احتمال بود... این درس انقد برای من شیرین بود که تمام دندونام خراب شد!!!! اصلاً همون باعث شد که به بورس علاقمند بشم.... کل بازار همون آمار و احتمالیه که خدمتتون عرض کردم.. در واقه در اقتصاد دو دوتا با احتمال آلفا میشه ۴ و با احتمال یک منهای آلفا نمیشه ۴ .... و این همون نکته بازار بورسه....
یه نکته دیگه که دوست عزیزمون محمدحسین فرمودند که الان یادم اومد این بود که ایشون گفتند که در قسمت خرید عالی هستن اما در قسمت فروش نه!!! من میخوام خدمت شما نکته دیگه ای رو عرض کنم اونم اینه که : خرید خوب + فروش خوب میشه صد درصد اما خرید خوب +فروش بد میشه صفر درصد!!! اینم از عجایب اقتصاده... زمانی که شما اقدام به خرید می کنید درواقع احتمال میدید که قیمت از نقطه ای که شما خریدید برگرده... شما باید انقد دقیق باشید که بتونید محدوده این احتمال رو محاسبه کنید... یعنی با احتمال حدوداً فلان مقدار، این سهم از این محدوده برمیگرده.. خب با توجه به این احتماله که شما محدوده فروش رو تخمین می زنید!!!! بحثش مفصله!!!
یه مورد دیگه هم در مورد بازهم صحبت جناب محمدحسین بود ( همین پستی که پاسخ بهش دادم) .. ایشون گفتند : " نظریه‌ای که این را می‌تواند توجیه کند (به نگرم) این است که ما خودمان را با پدیده‌هایی که پیش از یک اتفاق معمولا رخ می‌دهد (به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه) تطبیق داده‌ایم. مثلا اگر علت آمدن سونامی در ژاپن گرم‌شدن هوای آمازون باشد ما ناخودآگاه فهمیده‌ایم هرگاه تعداد مهاجران آمازونی در اروپا زیاد می‌شود قرار است در ژاپن سونامی بیاید... نمی‌دانیم برای چه؟ ولی می‌دانیم این اتفاق می‌افتد."
اینجا بازهم پای آمار و اقتصادسنجی میاد وسط!!! بین تعداد مهاجران آمازونی و سونامی ژاپن یه متغیری هست به نام " متغیر واسط " ... این متغیر کارش اینه که کسی نشناسدش!!! و همه رو گمراه کنه... و معمولاً گند بزنه به نتیجه هرچی تحقیق علمیه!!! کارش اینه که داده های تحقیق رو نامانا کنه و دهن ما دانشجوهای اقتصاد رو سرویس کنه ( البته خداروشکر من هفت هشت سالی هست از دستش راحت شدم)!!!! مشکل اینجاست که نه محقق های ما نه سیاست گذاران ما و نه معامله گران ما، به این متغیر توجه نمی کنن.. اونا فقط متغیرهای عادی رو می بینن و تفسیر می کنن.... ماحصل این پاراگراف این شد : "توی بازار دنبال متغیرهای واسط باشید"!!!!

خیلی چیزا میخواستم بگم اما یادم رفتن!!!!!!
ببخشید که زیاده گویی کردم
موفق باشید
یاحق
 
آخرین ویرایش:

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام.
ببخشید که دیر پاسخ می‌دهم. پدرم حالشان بسیار بد بود و هنوز هم بد است و بیمارستان هستند و عمل کردند و باید پیششان باشم.
بسیار این حالت به وجود می‌آید. نظریه‌ای که این را می‌تواند توجیه کند (به نگرم) این است که ما خودمان را با پدیده‌هایی که پیش از یک اتفاق معمولا رخ می‌دهد (به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه) تطبیق داده‌ایم. مثلا اگر علت آمدن سونامی در ژاپن گرم‌شدن هوای آمازون باشد ما ناخودآگاه فهمیده‌ایم هرگاه تعداد مهاجران آمازونی در اروپا زیاد می‌شود قرار است در ژاپن سونامی بیاید... نمی‌دانیم برای چه؟ ولی می‌دانیم این اتفاق می‌افتد.
در مورد نفت و ... هم همین است با جزییات بیشتر که اگر شد خدمتتان عرض می‌کنم بعدا.
یا علی.
یه نکته دیگه که یادم اومد اینه که به نظر من بازار بورس "کارخانه انسان سازی" ه... یعنی اگه بخای توش موفق باشی باید خودتو بسازی.. از همه جهت... از دانش... از صبر ... از طمع نکردن و قانع بودن ... از گذشت... از ترس نداشتن ... از تسلط بر احساسات ... از خوش بینی در عین واقع بینی... اگه کسی بتونه همه اینا رو باهم در وجود خودش پرورش بده معامله گر خوبیه.. نه صرفاً دانش تنها... اینه که دنبال روش های علمی معامله گری بودن خیلی خوبه اما به شرط اینکه وجه های دیگه شخصیت یک معامله گر هم پرورش داده بشه... مثل مرحوم بروسلی ( علیه الرحمه) که وقتی میخواست مبارزه کنه میرفت پیش استادش و " مراقبه" می کرد. تمرین صبر می کرد.. تمرین گذشت می کرد... من اولش با خودم می گفتم میخای بری یه نفرو تا میخوره بزنی.. این دیگه چه مراقبه ایه... برو بترکونش .. تازه هرچی عصبانی تر باشی زورت بیشتره... اما الان میگم حق با اون بود... هرچی تسلطت روی خودت بیشتر باشه زورت بیشتره... ای خدا بیامرزدت توی این شب جمعه ایه!!!! نور به قبرت بباره!!! رحم الله من قرا فاتحه مع الصلوات.....
.
.
.
اگه چیز دیگه ای یادم اومد بازم عرض می کنم...
بازم ببخشید
موفق باشید
یاحق
 

mhjtalarebourse

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام یک سوال
کارگزاری داریم که امکان انتقال پول از یک حساب انلاین به حساب انلاین دیگری را داشته باشه؟؟
یعنی برای مثال
شخصی یک میلیون تومن مانده آنلاینش هست همون موقع بتونه به حساب آنلاین دیگه ای واریزکنه(به صورت اینترنتی)؟
سلام علیکم. می‌گفتند کارگزاری حافظ این کار را انجام می‌دهد.
من چند وقت پیش که از کارگزاری آگاه پرسیدم همچنین چیزی دارید گفت نه ما داریم و نه اصلا امکانش هست. چرا که این کار می‌تواند مصداق پولشویی باشد و قانونی نیست!
(اگر می‌شد خیلی خوب می‌شد.)
 

mhjtalarebourse

Well-Known Member
کاربر فعال
یه نکته دیگه که یادم اومد اینه که به نظر من بازار بورس "کارخانه انسان سازی" ه... یعنی اگه بخای توش موفق باشی باید خودتو بسازی.. از همه جهت... از دانش... از صبر ... از طمع نکردن و قانع بودن ... از گذشت... از ترس نداشتن ... از تسلط بر احساسات ... از خوش بینی در عین واقع بینی... اگه کسی بتونه همه اینا رو باهم در وجود خودش پرورش بده معامله گر خوبیه.. نه صرفاً دانش تنها... اینه که دنبال روش های علمی معامله گری بودن خیلی خوبه اما به شرط اینکه وجه های دیگه شخصیت یک معامله گر هم پرورش داده بشه... مثل مرحوم بروسلی ( علیه الرحمه) که وقتی میخواست مبارزه کنه میرفت پیش استادش و " مراقبه" می کرد. تمرین صبر می کرد.. تمرین گذشت می کرد... من اولش با خودم می گفتم میخای بری یه نفرو تا میخوره بزنی.. این دیگه چه مراقبه ایه... برو بترکونش .. تازه هرچی عصبانی تر باشی زورت بیشتره... اما الان میگم حق با اون بود... هرچی تسلطت روی خودت بیشتر باشه زورت بیشتره... ای خدا بیامرزدت توی این شب جمعه ایه!!!! نور به قبرت بباره!!! رحم الله من قرا فاتحه مع الصلوات.....
.
.
.
اگه چیز دیگه ای یادم اومد بازم عرض می کنم...
بازم ببخشید
موفق باشید
یاحق
سلام.
عالی بود جناب میلاد.
بسیار استفاده کردم و گویا باز هم بسیار می‌توانم استفاده کنم از حضورتان.
البته بنده همان‌گونه که عرض کردم زمان ندارم. وگرنه خیلی چیزها به ذهنم رسید که می‌شد از دلش یک بحث خوب و احیانا یک نتیجه‌گیری عالی داشت...
در مورد فروش شما به مورد خوب و خاصی که قابل اشتراک باشد رسیده‌اید؟
(پیشاپیش از اینکه دیر نوشته‌ی بعدی شما را می‌خوانم معذرت می‌خواهم.)
یا علی
 

siso

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
سلام علیکم. می‌گفتند کارگزاری حافظ این کار را انجام می‌دهد.
من چند وقت پیش که از کارگزاری آگاه پرسیدم همچنین چیزی دارید گفت نه ما داریم و نه اصلا امکانش هست. چرا که این کار می‌تواند مصداق پولشویی باشد و قانونی نیست!
(اگر می‌شد خیلی خوب می‌شد.)
یعنی کارگزاری حافظ امکان همچین کاری را داره؟؟!!!
 

siso

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
سلام علیکم. می‌گفتند کارگزاری حافظ این کار را انجام می‌دهد.
من چند وقت پیش که از کارگزاری آگاه پرسیدم همچنین چیزی دارید گفت نه ما داریم و نه اصلا امکانش هست. چرا که این کار می‌تواند مصداق پولشویی باشد و قانونی نیست!
(اگر می‌شد خیلی خوب می‌شد.)
بله اگر می شد خیلی جذاب بود !!!!!
 

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام و صبح بخیر
مهندس جان ما اگر بخوایم از صفحه ی حقیقی- حقوقی فقط سطر حجم هارو بخونیم(اینارو):
مشاهده پیوست 40769

و بعدش توی یه فایل تکست ذخیره کنیم(اینطوری):

کد:
6.832 M (14%) , 40.475 M (85%), 248,000 (0%), 47.059 M (99%)
605,000 (3%), 15.277 M (96%), 478,714 (3%), 15.404 M (96%)
8.102 M (42%), 10.751 M (57%), 9.599 M (50%), 9.253 M (49%)
215,937 (2%), 9.417 M (97%), 1.115 M (11%), 8.518 M (88%)
3.351 M (15%), 18.284 M (84%), 5.987 M (27%), 15.647 M (72%)
شما کد آماده، و یا یه راهنمایی دارید که سریع و آسون به نتیجه برسیم؟ چون شدیدا دنبال چنین کاری هستم؟ (البته قبلا گفتین Web Scrapping باید بکنیم و شما با جاوا انجام میدین. ولی حالا یکم با جزییات بیشتر بگید قدم به قدم مراحل کار چیه و یا اگر کد آماده ای چیزی هست قرار بدید ما یاد بگیریم (یا ویدیو اموزشی ای چیزی)).

ممنون
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز
این لینک رو به شما میدم که شاید پاسخ این سوالتو بتونی اونجا پیدا کنی.
آقا مهران از برنامه نویسای خوب هستن، ازش بپرس این متغیر ها رو چطور خونده و اینجا جمع کرده.
امیدوارم به دردت بخوره
موفق باشی
یاحق
 

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام.
عالی بود جناب میلاد.
بسیار استفاده کردم و گویا باز هم بسیار می‌توانم استفاده کنم از حضورتان.
البته بنده همان‌گونه که عرض کردم زمان ندارم. وگرنه خیلی چیزها به ذهنم رسید که می‌شد از دلش یک بحث خوب و احیانا یک نتیجه‌گیری عالی داشت...
در مورد فروش شما به مورد خوب و خاصی که قابل اشتراک باشد رسیده‌اید؟
(پیشاپیش از اینکه دیر نوشته‌ی بعدی شما را می‌خوانم معذرت می‌خواهم.)
یا علی
با عرض سلام خدمت جناب محمدحسین
قطعاً عرایض بنده رو خودتون به طور کامل بهش واقف هستید. چیزی که من عرض کردم ممکنه خارج از محدوده دانش شما یا دیگر عزیزان نبوده باشه اما مورد غفلت واقع شده. این بود که من تکرار کردم.
بنده برای طرح هرگونه بحث ( در چارچوب افزایش دانش متقابل) آماده ام.
درمورد فروش هم استراتژی های زیادی وجود داره و کاملاً به خود شخص معامله گر وابسته ست. یک استراتژی فروش بخشی از یک استراتژی بزرگتره که کل استراتژی معامله گری یک معامله گره. خرید و فروش مثل عروس و دوماد باید به هم بیان ، هم کفو باشن. فرض کن که خرید و فروش هرکدوم ۵۰ درصد یک معامله موفق باشن. اما همونطور که قبلاً هم عرض کردم، خرید خوب + فروش خوب میشه صد درصد. اما خرید خوب + فروش بد نمیشه ۵۰ درصد، میشه صفر درصد. چون هم کفو نیستن. اینه که نمیشه برای همه استراتژی ها یک نوع فروش در نظر گرفت. از ساده ترین تکنیک های فروش میشه بررسی قدرت خریدار و فروشنده، حد سود ثابت، استفاده از زیرموج ها ، استفاده از سطوح فیبو و غیره رو اشاره کرد که هرکدومش دنیاییه واسه خودش . ( منم تازه فهمیدم!!!)
به هر حال من در خدتم
موفق باشید
یاحق
 

prince0fpersia

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز
این لینک رو به شما میدم که شاید پاسخ این سوالتو بتونی اونجا پیدا کنی.
آقا مهران از برنامه نویسای خوب هستن، ازش بپرس این متغیر ها رو چطور خونده و اینجا جمع کرده.
امیدوارم به دردت بخوره
موفق باشی
یاحق
سلام دوست عزیز و گرامی
ممنون بابت لینک. خودمم راه حلشو پیدا کردم و تو صفحات قبل اموزشش رو برای باقی دوستان قرار دادم. (استفاده از کتابخونه ی puppeteer و جاوا اسکریپت و یا تابع webread() و سپس استخراج داده های مطلوب در متلب).
پیروز باشی
 

prince0fpersia

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
محمد حسین عزیز
اول سلام
بعدش خوشحالم حال پدر خوب شده. امیدوارم هر روز بهتر بشه.
میبینم تاپیک رونق گرفته و دوستان دیگه هم مشارکت میکنن. خوشحالم و امیدوارم این مشارکت بیشتر بشه و بتونیم از دانش و "تجربه" ی همدیگه استفاده کنیم.از نظر من تجربه مهمتره توی بازار، چون دانش رو میشه به راحتی از خیلی منابع بدست اورد، ولی تجربه رو خیلی سخت و گرون میشه جمع اوری کرد(حالا چه شخصی باشه و چه از کسی بپرسی و اونم صادقانه در اختیارت قرار بده). فلذا امیدوارم دوستان از این جهت هم مشارکت کنن. بالاخره اگر کسی هیچ دانش خاصی هم برای ارایه نداشته باشه، ولی حتما تجربه های ارزشمندی داره که بسیار برای دیگران مفید هستش خواندش.
 

prince0fpersia

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
درباره ی بحث امار و احتمالات هم که اقا میلاد مطرح کردن،
اول اینکه بچه های مهندسی فارغ از طیف گسترده ی کتب ریاضیات که تو دوره لیسانس میخونن(ریاضی عمومی 1و2، دیفرانسیل، ریاضیات مهندسی، و ... حداقل یک کتاب تخصصی آمار و احتمالات مهندسی هم میخونن(معمولا با مرجع والپول و راسل). و اگر کسی رشتش کامپیوتر باشه بازم دروس بیشتری مثل ریاضیات گسسته، نظریه اتوماتا، و توی ارشد ریاضیات هوش مصنوعی(که پایه ی اصلیش امار هست)، و یا دروسی مثل شناسایی آماری الگو، یا منطق فازی و مباحث مدل مارکوو و .... رو میخونه. فلذا با امار و احتمال نمیشه گفت بیگانه هستن(من خودم لیسانس سخت افزار/ ارشد هوش + ارشد الکترونیک /دانشجو دکترای هوش) هستم و میدونم محمد حسین هم مباحث هوش رو دنبال کرده و شبکه ی عصبی طراحی و پیاده سازی میکنه(اصلا شبکه عصبی یکجور شبکه ی محاسبه ی آمار هست و در نهایت داره حاضلضرب (P(y|x;w,b,alpha نودها و لایه های مختلف رو محاسبه میکنه(همون ماکسیمم لایکلیهود) و اخرش با انواع روش های بهینه سازی تلاش میکنه پارامترهاشو بهینه کنه تا این احتمال به حداکثر ممکن برسه) . پس به احتمال زیاد یادگیری ماشین رو هم خونده(یا نگاهی بهش انداخته) و با مباحث آماری داخلش آشنا هست.

اینو فقط گفتم که یک بک گراند از خودم و محمد حسین بگم، تا بطور واضح تر بگید کدوم مبحث اماری مد نظر شما هست که فکر میکنید توی مباحث ما فراموش شده تا ما هم بتونیم بریم مطالعه کنیم و سعی کنیم توی نظراتمون دخیلش کنیم؟ و در اینده با همدیگه (منظور کل دوستان) بیشتر درباره اش بحث کنیم.

با سپاس
 

mhjtalarebourse

Well-Known Member
کاربر فعال
با عرض سلام خدمت جناب محمدحسین
قطعاً عرایض بنده رو خودتون به طور کامل بهش واقف هستید. چیزی که من عرض کردم ممکنه خارج از محدوده دانش شما یا دیگر عزیزان نبوده باشه اما مورد غفلت واقع شده. این بود که من تکرار کردم.
بنده برای طرح هرگونه بحث ( در چارچوب افزایش دانش متقابل) آماده ام.
درمورد فروش هم استراتژی های زیادی وجود داره و کاملاً به خود شخص معامله گر وابسته ست. یک استراتژی فروش بخشی از یک استراتژی بزرگتره که کل استراتژی معامله گری یک معامله گره. خرید و فروش مثل عروس و دوماد باید به هم بیان ، هم کفو باشن. فرض کن که خرید و فروش هرکدوم ۵۰ درصد یک معامله موفق باشن. اما همونطور که قبلاً هم عرض کردم، خرید خوب + فروش خوب میشه صد درصد. اما خرید خوب + فروش بد نمیشه ۵۰ درصد، میشه صفر درصد. چون هم کفو نیستن. اینه که نمیشه برای همه استراتژی ها یک نوع فروش در نظر گرفت. از ساده ترین تکنیک های فروش میشه بررسی قدرت خریدار و فروشنده، حد سود ثابت، استفاده از زیرموج ها ، استفاده از سطوح فیبو و غیره رو اشاره کرد که هرکدومش دنیاییه واسه خودش . ( منم تازه فهمیدم!!!)
به هر حال من در خدتم
موفق باشید
یاحق
سلام خدمت عزیزان. به خصوص جناب @prince0fpersia و جناب milad miladi@ .
ببخشید که هنوز درگیر هستم و نمی‌توانم قشنگ در بحث مشارکت کنم...
اگر می‌شود باز هم موارد دیگری که در مورد فروش به ذهنتان می‌رسد بفرمایید (همچنین دیگر عزیزان).
یا علی
 

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
درباره ی بحث امار و احتمالات هم که اقا میلاد مطرح کردن،
اول اینکه بچه های مهندسی فارغ از طیف گسترده ی کتب ریاضیات که تو دوره لیسانس میخونن(ریاضی عمومی 1و2، دیفرانسیل، ریاضیات مهندسی، و ... حداقل یک کتاب تخصصی آمار و احتمالات مهندسی هم میخونن(معمولا با مرجع والپول و راسل). و اگر کسی رشتش کامپیوتر باشه بازم دروس بیشتری مثل ریاضیات گسسته، نظریه اتوماتا، و توی ارشد ریاضیات هوش مصنوعی(که پایه ی اصلیش امار هست)، و یا دروسی مثل شناسایی آماری الگو، یا منطق فازی و مباحث مدل مارکوو و .... رو میخونه. فلذا با امار و احتمال نمیشه گفت بیگانه هستن(من خودم لیسانس سخت افزار/ ارشد هوش + ارشد الکترونیک /دانشجو دکترای هوش) هستم و میدونم محمد حسین هم مباحث هوش رو دنبال کرده و شبکه ی عصبی طراحی و پیاده سازی میکنه(اصلا شبکه عصبی یکجور شبکه ی محاسبه ی آمار هست و در نهایت داره حاضلضرب (P(y|x;w,b,alpha نودها و لایه های مختلف رو محاسبه میکنه(همون ماکسیمم لایکلیهود) و اخرش با انواع روش های بهینه سازی تلاش میکنه پارامترهاشو بهینه کنه تا این احتمال به حداکثر ممکن برسه) . پس به احتمال زیاد یادگیری ماشین رو هم خونده(یا نگاهی بهش انداخته) و با مباحث آماری داخلش آشنا هست.

اینو فقط گفتم که یک بک گراند از خودم و محمد حسین بگم، تا بطور واضح تر بگید کدوم مبحث اماری مد نظر شما هست که فکر میکنید توی مباحث ما فراموش شده تا ما هم بتونیم بریم مطالعه کنیم و سعی کنیم توی نظراتمون دخیلش کنیم؟ و در اینده با همدیگه (منظور کل دوستان) بیشتر درباره اش بحث کنیم.

با سپاس
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز
قبلاً هم عرض کرده بودم که " قطعاً عرایض بنده رو خودتون به طور کامل بهش واقف هستید. چیزی که من عرض کردم ممکنه خارج از محدوده دانش شما یا دیگر عزیزان نبوده باشه اما مورد غفلت واقع شده. این بود که من تکرار کردم. "
بنده حقیر با توجه به نحوه کدنویسی شما و نگاه شما به بازار، به این نتیجه رسیدم که دید شما نسبت به بازار دید مهندسیه، نه اینکه دانش کافی رو ندارید ، بلکه "دید" شما متفاوته. مشکل این نیست که شما چیزی رو نمی دونید یا نخوندید، بلکه اون چیزی رو که خوندید و دانشش رو دارید مورد غفلت واقع شده. همین که شما چندین سال به بحث درمورد مباحث هوش مصنوعی پرداختید، ممکنه باعث شده باشه که نگرش شما به مسائل اقتصادی، نگرش " هوش مصنوعی گونه" ( این کلمه رو همین الان اختراع کردم، کپی رایتش مال خودمه) بوده باشه.
بسیار خوشحال شدم که فرمودید با مباحث آماری آشنا هستید و این می تونه کار شما رو توی بازار سرمایه راحت کنه.
منتها عرض بنده " منطق پشت قضیه" است نه خود قضیه.... طراحی و اجرای ایده ها توی نرم افزارها قطعاً نیاز به دانش در مورد اون ایده ها داره اما پیدا کردن خود "ایده" ، اینجا مورد سواله.
ببینید، حتی در سطوح بالای مدیریتی کشور هم این تناقض دیده میشه. مسئولی که تئوری های اقتصادی رو خونده و در مصدر تصمیم گیری های اقتصادیه، و می خواد با دستکاری کردن متغیرها، اقتصاد رو به تعادل برسونه!!!! با دستوری کردن نرخ بهره یا حتی نرخ تورم!!!! دیگه نمی دونه که اقتصاد پویاست و شما نمی تونید با تغییر یک متغیر سایر متغیرها رو به تعادل برسونید. شاید در علوم مهندسی و ریاضیات، بشه در سه معادله و سه مجهول، با تغییر یک متغیر ، سایر متغیرها رو هم بر اساس اون متغیر به دست اورد، اما در اقتصاد اینجوری نیست. وقتی به آقای احمدی نژاد اینا رو گفتن، ایشون گفتند که " من این کتابای اقتصادی رو خوندم!!!" ... در صورتی که منظور اون منتقد ها، نگرش مهندسی ایشون نسبت به مسائل اقتصادی بود نه دانش اقتصاد.
تفاوت در اینه که "" فرمول های ریاضی حاصل کنش و واکنش خود فرمول ها هستن اما فرمول های اقتصادی حاصل کنش و واکنش " رفتار انسان ها" هستن""
کلیت عرض بنده اینه که "" نمیشه با یه فرمول، کنش و واکنش رفتار انسان ها رو تخمین زد".... تغییر قیمت سهام هم حاصل کنش و واکنش رفتار انسان ها ( همون معامله گران) هست. بنابراین همیشه دو دوتا چهارتا نمیشه.
اون علم آماری که بنده عرض کردم، درواقع اقتصاد سنجیه. سنجش رفتار اقتصادی انسان ها و تبدیل اون به روابط ریاضی. اما یادمون نره که این روابط به دست اومده، در همه زمان ها، درست نخواهند بود.
هدف من از گفتن این حرف ها افزایش دانش شما نیست، تغییر نگرش شماست. نگرش شما به بازار سرمایه.
ببخشید
زیاد صحبت کردم
امیدوارم مفید بوده باشه
موفق باشید
یاحق
 

milad miladi

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام خدمت عزیزان. به خصوص جناب @prince0fpersia و جناب milad miladi@ .
ببخشید که هنوز درگیر هستم و نمی‌توانم قشنگ در بحث مشارکت کنم...
اگر می‌شود باز هم موارد دیگری که در مورد فروش به ذهنتان می‌رسد بفرمایید (همچنین دیگر عزیزان).
یا علی
با عرض سلام مجدد خدمت برادر محمدحسین
امیدوارم حال پدر، روز به روز بهتر بشه.
درمورد تکنیک های فروش خدمت شما عرض کردم که، تکنیک های خرید و فروش کاملاً به هم وابسته هستن، به این معنی که اگه از یه تکنیک خرید خاصی استفاده می کنید، باید از تکنیک فروش متناسب با اون استفاده کنید. مثلاً شما یه سهمو که بنیاد خوبی نداره اما تقاضا داره با دید نوسان چندروزه، خریداری می کنید. تکنیک فروش متناسب با این تکنیک خرید، (مثلاً)فروش بعد از یکی دو روز مثبت خوردنه، حالا فرض کنیم شما بخاید از تکنیک فروش مربوط به سهام با بنیاد، استفاده کنید. شاید در چند معامله سود کنید اما در بلند مدت ضرر خواهید کرد.
در مورد تکنیک های فروشی که نام بردم،استفاده از هرکدوم از اینها وابسته به نحوه خرید شماست. یعنی هرکدومش یه جای خاصی کاربرد داره.
اما یه توضیح مختصر درمورد هرکدومش میدم ( مفصلشو بلد نیستم که مختصر میگم!!!)
در استراتژی حد سود ثابت، شما با توجه به حوه خرید خودتون یه درصد به عنوان حد سود در نظر می گیرید. هروقت سود شما به اون عدد رسید، میفروشید. این تکنیک خیلی خوبه یعنی سود آوری مستمر شما رو توی بازار سرمایه به همراه داره اما گاهی اوقات میشه که شما یه سهمی رو توی ۱۵ درصد سود فروختید اما اون سهم تا ۱۰۰ درصد هم رفته!!! این از معایب این تکنیکه یعنی سود شما رو " حداکثر" نمی کنه. فقط استمرار می بخشه.
در استراتژی قدرت خریدار و فروشنده، شما یه نسبتی از قدرت خریدار به فروشنده رو در نظر می گیری، و هرروز نماد رو رصد می کنی هروقت نسبت قدرت خریدار به فروشنده از یه حدی پایینتر اومد یعنی خریدار ضعیف تر شد، میفروشی.
استفاده از زیرموج ها به این صورته که با استفاده از موج شماری الیوت، انتهای موج ها رو حدوداً تخمین میزنی و موج های اصلاحی رو هم پیدا می کنی. انتهای موج ۳ و ۵ اصلی میفروشی.
استفاده از سطوح فیبو هم به این صورته که هر سطحی از اصلاح ، یک سطحی از بازگشت رو به همراه داره ( حدودا) ، وقتی شما توی اون محدوده اصلاحی می خری، توی ان محدوده بازگشتی میفروشی.
اینهایی که عرض کردم رو مطمئنم خودت می دونی ( شک ندارم)... اما گفتم که یادآوری کرده باشم.
اما به نظر من مهمترین استراتژی فروش، استراتژی شخصی شماست که بر مبنای شخصیت معامله گری شماست. باید با تلفیق استراتژی های فروش و روحیه خودت و نحوه خریدت ، یه استراتژی فروش پیدا کنی..
بازم مطمئنم اینایی که گفتم رو می دونی!!!!
موفق باشی
یاحق
 

prince0fpersia

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز
قبلاً هم عرض کرده بودم که " قطعاً عرایض بنده رو خودتون به طور کامل بهش واقف هستید. چیزی که من عرض کردم ممکنه خارج از محدوده دانش شما یا دیگر عزیزان نبوده باشه اما مورد غفلت واقع شده. این بود که من تکرار کردم. "
بنده حقیر با توجه به نحوه کدنویسی شما و نگاه شما به بازار، به این نتیجه رسیدم که دید شما نسبت به بازار دید مهندسیه، نه اینکه دانش کافی رو ندارید ، بلکه "دید" شما متفاوته. مشکل این نیست که شما چیزی رو نمی دونید یا نخوندید، بلکه اون چیزی رو که خوندید و دانشش رو دارید مورد غفلت واقع شده. همین که شما چندین سال به بحث درمورد مباحث هوش مصنوعی پرداختید، ممکنه باعث شده باشه که نگرش شما به مسائل اقتصادی، نگرش " هوش مصنوعی گونه" ( این کلمه رو همین الان اختراع کردم، کپی رایتش مال خودمه) بوده باشه.
بسیار خوشحال شدم که فرمودید با مباحث آماری آشنا هستید و این می تونه کار شما رو توی بازار سرمایه راحت کنه.
منتها عرض بنده " منطق پشت قضیه" است نه خود قضیه.... طراحی و اجرای ایده ها توی نرم افزارها قطعاً نیاز به دانش در مورد اون ایده ها داره اما پیدا کردن خود "ایده" ، اینجا مورد سواله.
ببینید، حتی در سطوح بالای مدیریتی کشور هم این تناقض دیده میشه. مسئولی که تئوری های اقتصادی رو خونده و در مصدر تصمیم گیری های اقتصادیه، و می خواد با دستکاری کردن متغیرها، اقتصاد رو به تعادل برسونه!!!! با دستوری کردن نرخ بهره یا حتی نرخ تورم!!!! دیگه نمی دونه که اقتصاد پویاست و شما نمی تونید با تغییر یک متغیر سایر متغیرها رو به تعادل برسونید. شاید در علوم مهندسی و ریاضیات، بشه در سه معادله و سه مجهول، با تغییر یک متغیر ، سایر متغیرها رو هم بر اساس اون متغیر به دست اورد، اما در اقتصاد اینجوری نیست. وقتی به آقای احمدی نژاد اینا رو گفتن، ایشون گفتند که " من این کتابای اقتصادی رو خوندم!!!" ... در صورتی که منظور اون منتقد ها، نگرش مهندسی ایشون نسبت به مسائل اقتصادی بود نه دانش اقتصاد.
تفاوت در اینه که "" فرمول های ریاضی حاصل کنش و واکنش خود فرمول ها هستن اما فرمول های اقتصادی حاصل کنش و واکنش " رفتار انسان ها" هستن""
کلیت عرض بنده اینه که "" نمیشه با یه فرمول، کنش و واکنش رفتار انسان ها رو تخمین زد".... تغییر قیمت سهام هم حاصل کنش و واکنش رفتار انسان ها ( همون معامله گران) هست. بنابراین همیشه دو دوتا چهارتا نمیشه.
اون علم آماری که بنده عرض کردم، درواقع اقتصاد سنجیه. سنجش رفتار اقتصادی انسان ها و تبدیل اون به روابط ریاضی. اما یادمون نره که این روابط به دست اومده، در همه زمان ها، درست نخواهند بود.
هدف من از گفتن این حرف ها افزایش دانش شما نیست، تغییر نگرش شماست. نگرش شما به بازار سرمایه.
ببخشید
زیاد صحبت کردم
امیدوارم مفید بوده باشه
موفق باشید
یاحق

سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز
ولی بازم خیلی اصل موضوع رو نفرمودین. درواقع گفتین که نگرش ما مهندسی هست و باید اقتصادی بشه، ولی واردش نشدید که چنتا مثال بزنید تا بحث روشن تر بشه. این حرف شما هم که میگید توی مهندسی پارامتر a رو دستکاری میکنیم و بقیه پارامترها تغییر میکنه، ولی توی اقتصاد اینطوری نیست، پس بفرمایید تو اقتصاد چطوری هستش؟ تو اقتصاد یعنی پارامتر a رو تغییر بدیم بقیه پارامترها تغییر نمیکنه؟ (البته شما گفتین با تغییر یک پارامتر بقیه رو به تعادل برسونیم! و مثال معادله سه مجهولی زدین، ولی من عرض میکنم که هیچ مهندسی مسایل رو اینقدر ساده نمیبینه و مسایل امروز مهندسی هم همگی چند بعدی و چند پارامتری هستن، اینقدر که ما خیلی وقتهاحرف انگلیسی مناسب کم میاریم که بگذاریم روی متغیرهای یک معادله!)

این صحبت شما رو من چند ساله میشنوم که مد شده دایما میگن مشکل کشور اینه که افتاده دست مهندس ها...ولی من به شما عرض میکنم مشکل کشور اینه که افتاده دست کسایی که فقط مدرک مهندسی گرفتن (اونم حتما میدونیم چطوری!) ... وگرنه بزرگترین و موفقترین کارافرین های دنیا که البته الان یکجوری رهبر دنیا هم شدن (مثلا زاکربرگ الان خودش یه کشور 1 میلیاردی توی فیس بوک رو داره مدیریت میکنه! یا همین دوروف گویا داره کشور 200 میلیونی تلگرام رو هدایت میکنه و یا حضرت گوگل! که داره کل دنیارو هدایت میکنه!! و جدیدا هم چقدر بحث از تغییر نتایج انتخابات توسط فیس بوک و ... داره میشه!(اونم انتخابات کشوری که نتیجه اش روی کل دنیا تاثیر میذاره و یکجور انتخابات جهانیه!) پس این حرفا خیال و توهم نیستش). اما من نمیخوام وارد این بحث بشم. اما اینکه فرضا تو فلان کشور پیشرفته یه اقتصاد دان یا یه مدیریت خونده رو میذارن رییس جمهور یه مملکت، ربطی به مهندسایی نداره که پشت پرده توی احزاب(یا بقول بعضی ها تو فراماسونری!خخخ) ننشستن و ساختار کل سیستم و روابط و ادمهارو طراحی و مهندسی نمیکنن! درواقع کل دنیا با دانش مهندسی میگرده(یادمه تو ارشد یه درس مهندسی سیستم های اجتماعی و اقتصادی هم داشتیم، هرچند من نگرفتم... و یا واژه ی مهندسی افکار عمومی که بارها شنیدید حتما) و اینکه دانش مهندسی رو در حد 2*2=4 تقلیل میدین .......... بگذریم!
مهندسی یعنی هوش و هنر استفاده از ریاضیات برای طراحی و حل مسئله(تمام مسائل عالم از هر جنسی)... و ریاضیات یعنی کل هستی!(آمار هم جزو ریاضیه و اصلا ریاضیات قابل جداسازی نیست!)


کلا من نمیخوام درباره ی جاهایی که بولد کردم بحث کنم، چون هیچ فایده ای برای هیچکس نداره و فقط وقتمون رو میگیره، ولی چون یکمی دانش مهندسی داشت تحریف میشد خواستم خیلی خیلی کوچیک اشاره کنم که اینطورها هم نیستش! ولی اون قسمت اول که بولد نکردم رو پاسخ بدین خوشحال میشم. و امیدوارم بتونه به نتیجه دار شدن و مفید بودن بحث کمک کنه.

پیروز باشین
 

bbaz

Well-Known Member
کاربر فعال
سلام و عرض ادب خدمت شما دوست عزیز
ولی بازم خیلی اصل موضوع رو نفرمودین. درواقع گفتین که نگرش ما مهندسی هست و باید اقتصادی بشه، ولی واردش نشدید که چنتا مثال بزنید تا بحث روشن تر بشه. این حرف شما هم که میگید توی مهندسی پارامتر a رو دستکاری میکنیم و بقیه پارامترها تغییر میکنه، ولی توی اقتصاد اینطوری نیست، پس بفرمایید تو اقتصاد چطوری هستش؟ تو اقتصاد یعنی پارامتر a رو تغییر بدیم بقیه پارامترها تغییر نمیکنه؟ (البته شما گفتین با تغییر یک پارامتر بقیه رو به تعادل برسونیم! و مثال معادله سه مجهولی زدین، ولی من عرض میکنم که هیچ مهندسی مسایل رو اینقدر ساده نمیبینه و مسایل امروز مهندسی هم همگی چند بعدی و چند پارامتری هستن، اینقدر که ما خیلی وقتهاحرف انگلیسی مناسب کم میاریم که بگذاریم روی متغیرهای یک معادله!)

این صحبت شما رو من چند ساله میشنوم که مد شده دایما میگن مشکل کشور اینه که افتاده دست مهندس ها...ولی من به شما عرض میکنم مشکل کشور اینه که افتاده دست کسایی که فقط مدرک مهندسی گرفتن (اونم حتما میدونیم چطوری!) ... وگرنه بزرگترین و موفقترین کارافرین های دنیا که البته الان یکجوری رهبر دنیا هم شدن (مثلا زاکربرگ الان خودش یه کشور 1 میلیاردی توی فیس بوک رو داره مدیریت میکنه! یا همین دوروف گویا داره کشور 200 میلیونی تلگرام رو هدایت میکنه و یا حضرت گوگل! که داره کل دنیارو هدایت میکنه!! و جدیدا هم چقدر بحث از تغییر نتایج انتخابات توسط فیس بوک و ... داره میشه!(اونم انتخابات کشوری که نتیجه اش روی کل دنیا تاثیر میذاره و یکجور انتخابات جهانیه!) پس این حرفا خیال و توهم نیستش). اما من نمیخوام وارد این بحث بشم. اما اینکه فرضا تو فلان کشور پیشرفته یه اقتصاد دان یا یه مدیریت خونده رو میذارن رییس جمهور یه مملکت، ربطی به مهندسایی نداره که پشت پرده توی احزاب(یا بقول بعضی ها تو فراماسونری!خخخ) ننشستن و ساختار کل سیستم و روابط و ادمهارو طراحی و مهندسی نمیکنن! درواقع کل دنیا با دانش مهندسی میگرده(یادمه تو ارشد یه درس مهندسی سیستم های اجتماعی و اقتصادی هم داشتیم، هرچند من نگرفتم... و یا واژه ی مهندسی افکار عمومی که بارها شنیدید حتما) و اینکه دانش مهندسی رو در حد 2*2=4 تقلیل میدین .......... بگذریم!
مهندسی یعنی هوش و هنر استفاده از ریاضیات برای طراحی و حل مسئله(تمام مسائل عالم از هر جنسی)... و ریاضیات یعنی کل هستی!(آمار هم جزو ریاضیه و اصلا ریاضیات قابل جداسازی نیست!)


کلا من نمیخوام درباره ی جاهایی که بولد کردم بحث کنم، چون هیچ فایده ای برای هیچکس نداره و فقط وقتمون رو میگیره، ولی چون یکمی دانش مهندسی داشت تحریف میشد خواستم خیلی خیلی کوچیک اشاره کنم که اینطورها هم نیستش! ولی اون قسمت اول که بولد نکردم رو پاسخ بدین خوشحال میشم. و امیدوارم بتونه به نتیجه دار شدن و مفید بودن بحث کمک کنه.

پیروز باشین
بهتر به جای دیدگاه مهندسی اینطور بیان کنیم: «دیدگاه خیلی از دوستان جزیی نگر هست نه کلی نگر». مثلا وقتی صحبت از طراحی مکانیزم هوشمند برای خرید و فروش میشه، این ذهنیت به خودی خود اشتباه نیست کما اینکه این ابزار تو جاهای دیگه دنیا که اتفاقا بازار به مراتب پیچیده تری از ایران دارن تولید شده و داره کار میکنه.

اینجا اون چیزی که نشون میده ذهنیت ما مهندسیه (جزیی نگر) نه کلان (کلی نگر) اینه که فکر میکنیم لزومی داره و یا حداقل بد نیست ما هم ابزار مشابهی برای معاملات روزانمون در اختیار داشته باشیم در حالی که شاید مجموع ترنزاکشن های خرید و فروش ما در طول سال یک میلیارد تومن هم نشه.

در حالی که طراحی چنین سیستم نخبه ای احتیاج به صرف هزینه های بسیار بالا و همکاری جمعی زیادی از کارشناسان علوم مختلف از روانشناسی و جامعه شناسی گرفته تا اقتصاد و سیاست و کامپیوتر و آی تی داره که سرمایه گذاری رو برای معامله گران حقیقی غیر قابل توجیه میکنه.

اگه شخصی که به تنهایی یا با منابع محدود به دنبال اجرای این ایده میره، یه جوان کارافرین با ذهنیت استارتاپی باشه خب نمیشه بهش خورده گرفت چون ذهنیت مهندسی داره، اما یه معامله گر بورس که اصولا باید کلان نگر و ریسک شناس و اقتصاد دان باشه صحبت از طراحی الگوریتم و کدنویسی همچین محصولی به تنهایی یا با منابع محدود میکنه معلومه که هنوز تجربه کافی نداره و یا بازار اقتصادی و متغیرهای پیچیده اون رو به درستی درک نکرده.
 

prince0fpersia

Well-Known Member
کاربر فعال
عضو تازه
یه نکته ی جالبی که موقع نوشتن پست قبلی به ذهنم رسید(این همون جرقه های مثبت هست که میگفتم وقتی اینجا مینویسی خودت جواب خودت رو پیدا میکنی)، همون جوابی بود که قبلا به یک نفر دیگه توی یک تاپیک دیگه گفتم اما باهاش بحث نکردم. شاید اگر میکردم دیگه رابطه ی فاندامنتال و تکنیکال سوال نمیشد برای خودم. جوابم به اون فرد این بود که: انسانها اقتصاد رو نمیسازن، بلکه اقتصاد(درواقع طبیعت) هست که رفتار اقتصادی انسانهارو شکل میده. اما این وسط همیشه نویز هم وجود داره. و خیلی وقتها نویز ها انسانهارو به اشتباه میندازن و فکر میکنن که نویز هست که سیگنال اصلی رو میسازه! درحالیکه برعکسه و سیگنال اصلی هست که لاجرم نویز روش میفته!

درواقع اگر ما فاندامنتال رو طبیعت(یعنی واقعیت بازار) فرض کنیم، و تکنیکال رو "جو ر وانی" بازار بدونیم که بازار ساز درست میکنه، قشنگ متوجه میشیم که چرا یهو سهم اشغال خودرویی رشد میکنه وقتی ما یقین داریم این سهم هیچ ارزشی نداره و مثلا سایپا از 100 میره تا 150 تومن و دوباره برمیگرده رو 100 تومن. درواقع ما داریم به نمودار تکنیکال نگاه میکنیم، میگیم نمودار سایپا داره میگه این سهم باید بره بالا! اما وقتی به فاندامنتال سایپا نگاه میکنیم، میگیم این سهم به اندازه ی قیمتش زیان انباشته داره و هیچ منطقی نداره که بره بالا. اما نقطه ی وصل اینها جایی هست که بازارساز تصمیم داره جو ر وانی بازار رو مهندسی کنه! برای همین با پمپاژ یکسری اخبار مثلا خوش(افزایش قیمت خودرو) و افزایش سرمایه و این چیزها، و خریدهای کلان که تو کف تکنیکال انجام میده، سهمی که ارزشش رو نداره رو شروع میکنه بکشه ببره بالا. و اینجا کم کم همه ترغیب میشن که سهم رو بخرن چون داره میره بالا. و جالبه همه(اکثرا) میدونن که دارن اشغال میخرن، اما چون ایرانی ها توی تفکر "بنداز و در رو" استاد هستن، همه میگن من فلان قیمت میخرم و سریع رد میکنم بره. و خبر ندارن که بازار ساز دقیقا روی همین تفکر اونها حساب باز کرده و دقیقا جایی از سهم خارج میشه که این افراد به امید خریدن و انداختن به کس دیگه وارد شدن! و حسابی نقره داغشون میکنه! و بعدشم اینقدر میفروشه تا همه رو مطمئن کنه دیگه صعودی در کار نیست! و بعد کم کم و به نوبت افراد شروع میکنن به فروختن وقتی که نا امید میشن، و مثل الان دوباره سهم میرسه به کف! و احتمالا چند روز بعد دوباره بازارساز این بازی رو شروع میکنه!

اولش سخته پیدا کردن روش بازی، چون مسلما بازارساز فرد باهوشیه(باهوش تر از 99% بازار) و بعلاوه قدرت بازار و رسانه هم دستشه، و قاعدتا رفتار خطی و قابل پیش بینی انجام نمیده و از یک الگوریتم پیچیده تر استفاده میکنه! و اینجا دقیقا جایی هست که مبارزه ی انسان و کامپیوتر که قطعا نتیجه ای جز باخت انسان در پی نداره آغاز میشه! و کسی توی این بازار برنده است که اونم به سلاح کامپیوتر مجهز باشه! و بتونه با یه الگوریتم پیشرفته تر(همون شبکه ای که محمد حسین براش تاپیک ساخته) دست بازار ساز رو بخونه و با احتمال قوی تری معاملات موفق انجام بده.

و اتفاقا این به نفع کلیت بازاره.... بازار ساز الان از افراد بازار خیلی قوی تر هست و خوندن دستش توسط اشخاص تقریبا غیر ممکنه. اما وقتی هوش مصنوعی جای خودشو توی بازار پیدا کنه، دیگه نبرد بین برنامه نویس ها و مهندسا تو بازار شکل میگیره و سرمایه گذاری مستقیم(حداقل با دیدگاه تکنیکال) از بازار حذف میشه و افراد سرمایه شون رو به شرکت هایی میدن که سیستم های هوش مصنوعی دارن و باهاش معامله میکنن. اینطوری قدرت بازار ساز خیلی خیلی خیلی کمتر از سابق میشه! و دیگه نمیتونه به همین راحتی ها بازار رو هرطور دلش خواست بازی بده. و کامپیوترها سریع دستش رو میخونن. و ضمنا دیگه قدرستش رو هم نداره که بازار سازی کنه! چون بازار سازی یک کار گسترده و بزرگ و سنگینه و خیلی خیلی کند و اروم انجام میشه(در مقیاس میلی ثانیه به دید یک کامپیوتر دارم میگم، که باید مقایسه کنید با زمان چند هفته ای که بازار ساز نیاز داره سهم خرید کنه و اخبار پمپاژ کنه و جو ر وانی بسازه) و برای همین ساده و سریع لو میره! برای همین دیگه بازار ساز از بازار حذف میشه(قدرت بازار سازی رو از دست میده). و دیگه فقط نبرد بین هوش مصنوعی شرکت های سرمایه گذاری و احتمالا کارگزارها و مشاورها و .... رخ خواهد داد که هرکدام سعی میکنن یه برنامه ی هوش مصنوعی برای خودشون بنویسن.
 
بالا