ویژگی های برتر برندهای موفق

zkhz981

Member
عضو تازه
برندهای برتر و موفق در زمینه کسب و کار ویژگی های ساده ای دارند که بهتر است بدانید. اجازه دهید ویژگی‌های مشترک برندهای موفق و کامیاب را بررسی کنیم تا بر آن اساس شما نیز بتوانید برند خودتان را بسازید.


7 ویژگی های برتر برندهای موفق
جری مک لافین معتقد است برند یا نمانام ادراک ذهنی آدم‌ها از شما، یک محصول، یک خدمت، یک سازمان، یک انگیزه و هدف، یا یک ایده است. با توجه به حجم رقابتی که این روزها بیش‌تر صنایع با آن روبرو هستند، شاید چیزی مهم تر از این نباشد که از رقابت بیرون بروید و با برندسازی راهبردی یک شخصیت بی‌همتا و یک گزاره‌ی ارزشی را خلق کنید.

هیچ کس تردید ندارد که عرضه‌ی کالاها و ارائه‌ خدمات کیفی از اهمیت برخوردار است، ولی برندسازی موثر غالبا مهم‌ترین کاری است که لازم است کسب و کارها برای رسیدن به رشد و شکوفایی انجام دهند. اجازه دهید ویژگی‌های مشترک برندهای موفق و کامیاب را بررسی کنیم تا بر آن اساس شما نیز بتوانید برند خودتان را بسازید.

شناخت مخاطب
بهترین برندها یا نمانام‌ها شناخت کاملی از خصوصیات جمعیتی بازار هدف و علایق و شیوه‌ها و ابزارهای ارتباط‌گری آنان دارند. به استثنای ابرشرکت های زنجیره ای مثل وال مارت، اکثر کسب و کارها به دنبال مخاطبان هدف مخصوصی هستند.


شناخت بازار هدف از آن رو اهمیت دارد که ضمن حفظ هویت کلی یک برند زمینه را برای رساندن صدا به مشتریان و دسترسی به کارزار تبلیغاتی، فراهم می‌کند و در عین حال به خلق یک پیوند انسانی و ارگانیک بین شرکت و مخاطبانش کمک می‌کند.


پر واضح است که نمی‌توان همه‌ی سلایق را پاسخ داد. به همین دلیل تلاش برای جلب رضایت همه (به عبارتی نادیده انگاری مفهوم یک بازار هدف) می تواند معکوس عمل کند و عملا باعث شود برند یک شرکت تضعیف شود و شکست بخورد. یافتن رهیافت برندسازی درست در وهله‌ی نخست مستلزم شناخت بازار هدف است.

بی همتایی (یا منحصر به فردی)
یک هویت یا شخصیت برند مستلزم وجود چیزی متمایز و مشخص است. برای نمونه ، اپل را در سراسر جهان به خاطر محصولات خلاقانه و نیز جاذبه ی زیباشناسی و مینی‌مالیستی (ابزارک‌سازی) می شناسند.


پیتزا دومینو مجبور بود که به مشتریانش تضمین بدهد که پیتزاهایشان تا ۳۰ دقیقه خواهد رسید و در غیر این‌صورت مجانی هستند.شرکت تامس (TOMS) برای ایجاد جاذبه‌ی فروش به ازای خرید هر جفت کفش یک جفت کفش را به رایگان به کودکان نیازمند اهدا می‌کند.


خلق یک شخصیت یا هویت در عرصه‌ی اقتصاد و دنیای کسب و کار به یک ایده‌ی انقلابی نیاز دارد. به عبارتی دیگر مستلزم چیزی مشخص و خاص است که آن را از رقبا متمایز کند. در دنیای واقع، وجود یک شرکت فقط با یک شگرد و قابلیت منحصر به فرد امکان‌پذیر است مشروط بر آن که آن شگرد واقعا خوب باشد.


به محض این که شرکت به آن شگرد پی ببرد بهتر است روی آن متمرکز شود و به موقع آن را عرضه و معروف کند. آیا می‌دانید کدام محصول، خدمت یا جاذبه‌ی فروش بی‌همتا در توان و استعداد شرکت شما وجود دارد؟ اگر نمی‌دانید بهتر است از همین حالا راهبرد برندسازی خود را آغاز کنید.

اشتیاق
با این که در کوتاه‌مدت می‌توان یک برند را بدون اشتیاق ساخت، ولی حفظ و ماندگاری آن در بلند مدت امکان‌پذیر نیست. وقتی شما گذشته‌ی آدم‌های بسیار موفق مثل استیوجابز را بررسی می‌کنید می‌بینید که همه‌ی آنان یک شور و شوق یا اشتیاق وصف ناپذیر داشتند که آنان را به حرکت وامی‌داشت تا سخت کار کنند و مداوما به افتخار و کامیابی دست یابند. آن اشتیاق به تعصب، حمیت، و لذت ناب می‌انجامد، که به انسان‌های دیگر نیز سرایت می‌کند.


مشتریان اغلب فقط نسبت به یک محصول یا خدمت تعصب و وفاداری نشان می‌دهند، که این علاقه مندی به نوبه ی خود به تبلیغات و ارجاعات شفاهی می‌انجامد. اشتیاق و عشق وافر هم‌چنین به شرکت‌ها کمک می‌کند که در برابر مشکلات و شداید مقاومت کنند.

یکسانی
وقتی مشتریان برای تکرار خرید به یک شرکت یا محصولات و خدمات آن مراجعه می‌کنند معمولا انتظار دارند همان سطح کیفیت را که اولین بار تجربه کردند دوباره دریافت کنند. رستوران ها و کیفیت غذاها و خدمت‌شان بهترین مثال از این دست است. آدم ها دوست ندارند از شرکتی خرید کنند که نمی‌توان به یکسانی یا ثبات کیفیت آن اتکا کرد.


با این که اکثر صنایع از رقبا و رقابت اشباع شده‌اند ولی نداشتن ثبات یا یکسانی کیفیت می‌تواند دلیل کافی برای مشتریان باشد تا از جاهای دیگر خرید کنند. به همین دلیل است که اهمیت دارد یک استاندارد کیفی معینی برای محصول یا خدمت رعایت شود، مک دانلدز مثال بارزی از یک برند است که یکسانی و ثبات رویه‌ی شگفت‌انگیز و کم‌نظیری را به نمایش می‌گذارد.


این قدرت برتر صنعت تغذیه‌ی فوری به مشتریان پر و پا قرصش منویی از غذاها را عرضه می‌کند که در سراسر جهان یک دست و یکسان است. تفاوتی ندارد که یک نفر غذایش را در فلوریدا یا چین سفارش ‌بدهد چون اطمینان دارد که بیگ‌مک در همه جا طعم و مزه‌ی یکسان دارد.

رقابت
رسیدن به سطح برتر جهان کسب و کار به هیچ وجه کار آسانی نیست. برای آن که یک برند بتواند نامی را برای خود بسازد لازم است اعضای تیم در رقابت کامیاب شوند و دائما در جنب و جوش باشند که بهتر بشوند. این اصل اساسی جوهره‌ی کتاب سیهاکز کوچ پیت کارول، با عنوان "همیشه برنده”، و نیز روش مدیرت تیم توسط وی است.


هیچ یک از بازیگران اصلی هر صنعتی به امید مصرف کنندگان شان نمی نشینند. برعکس، آنان دوست دارند بدون خستگی در راستای برندسازی، و بهینه سازی برندشان آن قدر تلاش کنند تا از انتظارات مصرف کنندگان پیشی بگیرند. نتیجه‌ی نهایی می‌تواند یک برند باشد که به طور مداوم در راس و فراز صنعت جای دارد.

معرفی
بخش بزرگ دیگری که به عنوان یکی از ویژگی های برندهای متمایز و موفق شناخته شده است توانایی دسترسی به مصرف کنندگان از طریق چند کانال اطلاع رسانی و ارتباط گری است. بدیهی است که شرکت‌های بزرگ از مزیت تبلیغات برخوردارند، چون بودجه‌ی بازاریابی بزرگ‌تر و روابط پردامنه تری دارند.


آن ها می‌توانند هزینه‌ی تبلیغات هنگفت تلویزیونی را بپردازند، در مجلات مشهور و پرطرفدار جهانی نقش اصلی را داشته باشند، و رتبه‌ی بالایی را در نتایج موتورهای جستجوگر اینترنتی مثل گوگل کسب کنند، با این وجود، اینترنت و رسانه های اجتماعی فاصله ی بین شرکت های بزرگ و کوچک را باریک تر کرده‌اند.



در حال حاضر در مقایسه با گذشته ابزارهای اطلاع رسانی بیشتری وجود دارد که به تمام شرکت‌ها فرصت ساختن برندشان را می‌دهد. هر شرکتی با حضور در شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک، توئیتر، لینکداین، و گوگل پلاس می‌تواند تقریبا به هر مصرف‌کننده‌ای دست یابد. فقط باید بداند چگونه این کار را انجام دهد. (مهم‌ترین بخش یا ویژگی همین است.)

رهبری
مثل هر جامعه‌ پررونق یا تیم‌های ورزشی، عموماً یک رهبر بانفوذ نیز ورای هر برند موفقی است. این آدم برای شرکت‌های بزرگ ممکن است مدیر ارشد اجرایی (عموما مدیرعامل) باشد. ولی در شرکت های کوچکتر معمولا خودمالک این نقش را برعهده دارد.


برای هماهنگ کردن کوشش های اعضای تیم و حرکت به سوی یک چشم انداز راهبردی از یک برند، یک نفر باید پیش قدم شود و هدایت کشتی را بر عهده بگیرد. این رهبر مشکلات غامض را حل و فصل می‌کند و برای ایجاد هماهنگی بین افراد به عنوان رابط بین بخش‌های متفاوت عمل می‌کند. رهبران هم‌چنین انگیزه‌دهندگان و مشوقان ماهری هستند و خوب می دانند چگونه توانمندی ها و قوت های اعضای مختلف تیم‌ها را بیشینه کنند.

منبع :بیتوته - 118فایل
 

boxell

Member
کاربر فعال
عضو تازه
بازاریابی در دنیای امروز کاری بسیار پیچیده و سختی شده است. برای موفقیت در بازاریابی محصول، باید حواستان به همه‌چیز باشد تا بتوانید در این رقابت پیروز شوید؛ اما در این میان، نقش و اهمیت برندینگ در جلب نظر مشتری هرروز بیشتر می‌شود. در این مقاله، راهنمای اولیه کوتاهی برای برندینگ ارائه و به بایدها و نبایدها برای برندسازی موفق پرداخته شده است.
برند شناخته‌شده و دوست‌داشتنی یکی از ارزشمندترین دارایی‌های هر شرکت است. بر اساس تحقیقات انجام‌شده، ۵۹% از مشتریان تمایل دارند که محصولات جدید را از برندهای آشنا خریداری کنند. نتیجه داشتن یک برندینگ موفق می‌تواند افزایش فروش، پروژه‌های بیشتر، افتادن بر سر زبان‌ها و حمایت از محصولات یا خدمات شما باشد.
مبانی برندسازی و چند راهکار عالی
به‌طور سنتی و به علت یک خطای مصطلح، برند در ذهن بسیاری از افراد به معنی طراحی یک لوگو و یا تبلیغات است. درحالی‌ که تعریف برند به قول مدیر آمازون چیزی است که مردم درباره شما می‌گویند. تصویری که مشتریان با گفتن اسم شما در ذهنشان شکل می‌گیرد برند شما است. به‌عبارت‌دیگر برند شما توسط درک کلی مشتری‌ از کسب‌وکار شما تعریف می‌شود.
برای ساخت یک تصویر ذهنی موفق در ذهن مردم و مشتریان، باید در موارد مختلفی عملکرد خود را کنترل کنید؛ ازجمله:
  • محیط کار(فروشگاه یا دفتر)
  • چاپ، نماد، بسته‌بندی
  • وب‌سایت و تبلیغات آنلاین
  • بازاریابی رسانه‌های اجتماعی و محتوا
  • فروش و خدمات مشتری
بنابراین، تنها در مدت‌زمان کوتاه و چندروزه نمی‌توان به یک برند موفق رسید. شما باید برای برندینگ خود یک استراتژی داشته باشید. استراتژی برندینگ، یک برنامه‌ریزی طولانی‌مدت برای دستیابی به یک برند موفق در راستای رسیدن به اهداف مشخص و از پیش تعیین‌شده است.
 

boxell

Member
کاربر فعال
عضو تازه
استراتژی برندسازی چیست؟ تصور کنید شرکت شما در وضعیتی قرار گرفته که قصد فروش آن را دارید. گاهی نیز حتما برایتان پیش آمده برندی را که برای ساخت آن مدت ها زحمت کشیده اید ناموفق است. چنین وضعیتی با آنچه مد نظرتان بوده کاملا متفاوت است. اما نگران نباشید!

استراتژی برندسازی چیست؟
استراتژی برندسازی برنامه ایست که رسیدن به اهداف بلند مدت با یک برند موفق را امکان پذیر می سازد. برندی که خوب تعریف شده و اجرا شود بر تمام جنبه های یک بیزینس تاثیرگذار خواهد بود. به علاوه این موضوع ارتباط مستقیمی با نیازها و احساسات مشتری و محیط های رقابتی خواهد داشت.

در ابتدا بهتر است بزرگترین سوءتفاهم درمورد استراتژی برندسازی را برطرف کنیم: برند شما محصول، لوگو و وبسایت نیست. برند در واقع چیزی فراتر از اینهاست. برند چیزی غیرملموس بوه همان حسی است که برندهای معتبر جهانی را از برندهای پیش پا افتاده جدا می کند. اکثر تولیدکنندگان برندسازی را یک هنر می دانند نه علم. ما در اینجا قصد داریم هفت مورد از مولفه های اصلی در استراتژی برندسازی را بررسی نماییم. استراتژی هایی که به شرکت شما کمک می کند تا همچنان پابرجا باقی بماند.

۱_ هدف در استراتژی برندسازی

آلن آدامسون، مدیر شرکت برندسازی و طراحی برند در آمریکا معتقد است که هر برند یک تعهد ایجاد می کند. اما وقتی اعتماد به نفس مشتری پایین و میزان توجه به بودجه بالاست، برند نباید تنها به جداسازی خود از بقیه تعهد داشته باشد. بلکه باید هدفی تعریف شده ایجاد کند.

هنگام تعریف برند خود باید از تعهداتی که برندتان باید بدان پایبند باشد مطلع باشید. ولی پاسخ این پرسش که چرا هرروز از خواب بیدار می شوید و به سر کار می روید ارزشمندتر بوده. به عبارت دیگر، هدف مهم تر است، زیرا به عنوان عاملی که شما را از رقبا متمایز می سازد عمل خواهد کرد.

چگونه می توان برای بیزینس خود هدف تعیین کرد؟ طبق آنچه در سایت استراتژی های مخفی در بیزینس آمده، از دو دیدگاه می توان به هدف نگاه کرد:

کاربردی: این مفهوم بر ارزیابی موفقیت از نقطه نظر دلایل تجاری تمرکز دارد. به عنوان مثال هدف این بیزینس پولسازی است.

مقصودی: این مفهوم بر موفقیت تمرکز دارد، زیرا به توانایی پولسازی و خوب عمل کردن در سطح جهانی مربوط است. گرچه پولسازی در هر بیزینسی اهمیت دارد، اما برندهایی را که فراتر از سود مالی می اندیشند تحسین می کنیم. برندهایی همچون

IKEA.بینش و هدف IKEA به فروش لوازم خانگی محدود نیست، بیشتر بر «بهتر کردن زندگی روزمره مشتریان» تاکید دارد. چنین رویکردی خوشایند مشتریان بالقوه خواهد بود، زیرا تعهد این شرکت در ارزش دهی به مشتریان را نشان می دهد. موضوعی که اهمیت آن از مسئله فروش محصولات فراتر بوده. در اکثر موارد عمدتا پولسازی در اولویت است. البته تنها براساس فرضیه پولسازی عمل کردن به متمایز ساختن برند شما از بقیه کمک نمی کند.
 

boxell

Member
کاربر فعال
عضو تازه
برندینگ چیست؟
«برند» یک نام، نشان یا مؤلفه متمایزکننده است که در شناسایی یک شرکت یا محصول از سایر موارد مشابه به مخاطب کمک می‌کند. در واقع، امروزه دیگر صرفاً خود محصولِ ملموس تنها دلیل برای خرید مردم نیست؛ بلکه محصول تنها بخشی از برند است و مردم عملاً برند را خریداری می‌کنند. به‌عنوان مثال، آیا حاضرید قوطی نوشابه‌ای را خریداری کنید که هیچ نام و نشانی از یکی از برندهایی که می‌شناسید و به آن اعتماد دارید ندارد؟
بازار پر از محصولات مشابه است؛ برای اینکه بتوان محصولی را متمایز نشان داد باید به آن هویت بدهیم. استفاده از مواردی مانند نام، نماد یا لوگو، رنگ‌های خاص و مؤلفه‌های دیگر در راستای همین هویت بخشیدن به محصول است. در واقع، از این طریق تلاش می‌کنیم تا به محصولمان شخصیت بدهیم و برای آن در ذهن مشتری جایگاه ویژه‌ای را ایجاد کنیم.
در واقع این‌طور می‌توان گفت که برند شما در ذهن مشتریانتان وجود دارد. به زبان ساده، برند برداشت کلی یک مشتری با توجه به تک‌تک تعاملاتی است که با شما، شرکتتان و محصولاتتان داشته است. «برندینگ» فرآیند ایجاد و تقویت برداشت مثبت نسبت به شرکت یا محصولات آن در ذهن مخاطب هدف است؛ به عبارت دیگر، برندینگ فرآیندی است که از طریق ایجاد و شکل دادن به برند در ذهن مشتریان، به شرکت، محصولات یا خدمات آن معنا می‌دهد. برندینگ یک استراتژی است که شرکت‌های مختلف آن را با هدف کمک به مردم در جهت شناسایی سریع محصولات و سازمان خود و دادن دلیلی به آن‌ها برای انتخاب محصولشان (در رقابت با رقبا) تدوین می‌کنند.
 
بالا