نگاهي به صنعت خودرو در كشورهاي در حال توسعه

شروع موضوع توسط علي مزيناني ‏12 آگوست 2004 در انجمن تالار گفتمان بورس

  • ربات تلگرامی بورس گرام

    قیمت لحظه‌ای و نمودار سهام مورد نظرتون رو دریافت کنید و با ایجاد دیدبان شخصی، از صف خرید و فروش سهام خود باخبر شوید.

  1. علي مزيناني

    علي مزيناني مسدود شده مسدود شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 جولای 2004
    ارسال ها:
    294
    تشکر شده:
    1
    منبع: سازمان توسعه صنعتي ملل متحد(UNIDO)

    مقدمه:

    بسياري از شركت‌هاي خودروسازي جهان نام و اعتباري يافته‌اند كه حتي كودكان نيز نام محصولات آنها را به خوبي مي‌دانند.اين شركت‌ها كه بيشتر در آمريكا، اروپا و آسيا قرار دارند؛ سهم زيادي از توليد جهاني خودرو را به خود اختصاص داده‌اند. كشورهاي آلمان، آمريكا، ژاپن، ايتاليا، فرانسه، كره و انگلستان و برخي از ديگر كشورها جزو بزرگ‌ترين خودروسازان جهان هستند. تقسيم بازار بين اين توليدكنندگان بر مبناي كيفيت و قيمت خودروها صورت گرفته است.به عنوان نمونه خودروسازان معروفي مانند بنز و بي.ام.و در آلمان خودروهاي رجال و‌تشريفاتي توليد مي‌كنند در حالي كه فولكس واگن خودروي ارزان توليد مي‌كند يا ديگر توليدكنندگان نيز به همين طريق سهمي از بازار را به خود اختصاص داده اند. حال با گذشت بيش از دو قرن از‌ساخت نخستين وسيله نقليه موتوري توسط انسان؛ توليد خودرو در تمام قاره‌ها صورت مي‌پذيرد و بخش مهمي از اقتصاد بين المللي به اين صنعت و زيرمجموعه هاي آن اختصاص دارد.

    صنايع خودروسازي جهان در دهه 1990 ميلادي دستخوش تغيير و دگرگوني فراواني شد. در اين دهه؛ افزايش سريع توليد و فروش خودرو در سطح جهان به ويژه در مناطق سه گانه ومهم توليد خودرو يعني اتحاديه اروپايي ، ژاپن و آمريكاي شمالي ؛ باعث شد تا بازارهاي جهاني اين محصول وپيكره و ساختار اصلي اين صنعت درسطح بين المللي تغيير يابد.از‌طرف ديگر تغيير نگرش كشورها نسبت به شيوه هاي سرمايه گذاري درصنعت خودرو وتأثير فرآيند جهاني سازي بر صنايع خودروسازي كشورهاي در‌حال توسعه نيز در اثر پذيري صنايع خودروسازي موثربوده است. به رغم اين تحول شگرف؛به زودي نوعي ركود اقتصادي بلندمدت و اجتناب ناپذير گريبانگير توليدكنندگان شد.

    متعاقب وقع ركود اقتصادي درصنايع خودروسازي جهان؛ همگرايي و تعامل ويژه‌اي بين توليدكنندگان منطقه‌اي حاصل شد ونتيجه اين همگرايي؛ ايجاد موج بهينه سازي وتجهيز صنايع وابسته به خودرو در كشورهاي در حال توسعه بود.به هر تقدير اين حركت به نوعي به يكي از مناطق سه گانه توليد در صنايع خودروسازي جهان مرتبط مي‌شد.

    در مرحله بعدي ارتباط بين توليدكننندگان و تأمين‌كنندگان فناوري و قطعات خودرو نيز تغيير كرد. يكي از نتايج حاصله از اين تحولات ايجاد و افزايش امكان همگرايي بيشتر بين كشورهاي در‌حال توسعه ازطريق گشودن بازارهاي مصرف به روي واردات خودروهاي ساخت ديگركشورها بود.البته بايد اذعان داشت كه تأمين نياز‌شركت‌هاي كوچك‌خودروسازي در كشورهاي در حال توسعه همواره راهگشاي ورود به بازارهاي جديد است .

    دردهه 1950 ميلادي بسياري از كشورهاي درحال توسعه آن روزگار از سياست واردات براي توسعه صنعت داخلي خودرو در كشورهاي خود بهره گرفتند. ليكن كشورهايي مانند هندوستان و چين در اوايل دهه 1990 با پشت سرنهادن اين دوره؛ از وابستگي صنايع خودرو به واردات كاستند ورفته رفته سياست توليد قطعات در داخل كشور را جايگزين واردات خودرو نمودند تا جايي كه سياست صادرات محدود خودرو و قطعات نيز در دستور كار صنايع آنها قرارگرفت. در همين گيرودار، سياست و روش كار شركت‌هاي چند مليتي نيز تغيير كرد و با كاهش تعرفه‌ها و گام برداشتن در جهت آزادسازي اقتصادي، گام بلندتري در راه تحول صنايع خودروسازي جهان برداشته شد.

    به طور كلي سال 1997 را بايد طي دهه‌هاي گذشته سال اوج تحول و رونق صنايع خودروسازي جهان ناميد اما بروز بحران معروف مالي در شرق آسيا از سرعت رشد اين صنعت كاست و سير صعودي آن را براي مدتي با وقفه مواجه كرد.



    چشم انداز جهاني صنعت خودرو سازي :

    طبق اظهارات بيشتركارشناسان صنعتي واقتصادي؛ صنعت خودروسازي يكي‌ازمهمترين صنايع جهان است. حال بانگاهي به گوشه وكنار جهان مي توان به ضريب نفوذ وپراكندگي خودرو و محصولات وابسته به آن پي برد. طبق آمار و اطلاعات موجود، بهترين زمان گسترش توليد خودرو در كشورهاي در حال توسعه ؛ سال هاي دهه 90 ميلادي بوده است.



    ازسال 1990 تا 1997 توليد جهاني خودرو نزديك به 7 ميليون دستگاه افزايش داشت، در حالي كه در اين مدت ميزان فروش فقط 4 ميليون دستگاه افزايش نشان داد كه در مقايسه با عدد توليد بسيار كمتراست. شايان ذكر است كه بيشترين ميزان توليد و فروش در اين سال‌ها دركشورهاي درحال توسعه متمركز بوده است. به رغم شرايط بيان شده در اين دوره؛ توليد و فروش خودرو در مناطق سه گانه جهان يعني آمريكاي شمالي، ژاپن و اروپاي‌غربي به دليل سود پايين و هزينه‌هاي بالا چندانكه بايد و شايد رشدي نشان نداد! به هر تقدير در اين مجموعه نيز وضعيت آمريكاي شمالي به دليل واردات خودروهاي ژاپني بهتر از دو منطقه ديگر گزارش شد و تقاضاي مردم نسبت به خودروهاي نيمه سنگين نيز افزايش يافت. سر‌انجام اين كه اروپاييان و ژاپني‌ها در پايان دوره اوج رونق اقتصادي در صنعت خودروي جهان بازده كمتري نسبت به شروع آن داشتند.

    به عبارت ساده‌تر ميزان توليد و فروش خودرو در اروپاي‌غربي و ژاپن در سال 1997 به مراتب كمتر از سال 1990 بود! در طول اين دوره 7 ساله ميزان فروش خودرو در اين كشورها تنها 6/0 در صد افزايش نشان داد ودر همين مدت توليد خودرو فقط 2/4 درصد داشت.

    شايان ذكر است كه در سال 1997 بيش از 70 درصد از كل توليد و فروش خودرو در مناطق ياد شده 230 هزار دستگاه افزايش نشان داد، در حالي كه رقم فروش خودرو در ساير نقاط جهان از رشدي برابر با 8/3 ميليون دستگاه بر خوردار شده بود. از نظر توليد خورو نيز؛ رقم افزايش در سه منطقه بزرگ خودرو سازي 7/1 ميليون دستگاه و در ساير كشورهاي جهان 1/5 ميليون دستگاه گزارش شد.

    طبق شواهد موجود تعدادي از كشورهاي در حال توسعه جهان به تنهايي نقش مهمي در افزايش و تسريع رشد صنعت خودروسازي داشته‌اند. به عنوان نمونه جمهوري كره توانسته است شتاب زيادي در زمينه توليد و صادرات به صنايع خودروسازي خود بدهد اما مهم‌ترين شناسه صنعتي اين ايام رشد بازارهاي جهاني خودرو بود.

    در دوره مورد بحث مناطق و كشورهايي مانند: برزيل، مكزيك، كشورهاي عضو آ.ث.آن، اروپاي شرقي، چين و هندوستان مهم‌ترين بازارهاي رو به رشد در زمينه خودرو بودند. اين گروه از كشورها به تنهايي 80 درصد از فروش خودرو را به خود اختصاص داده بودند. رشد توليد و فروش خودرو در اين كشورها 9 درصد اعلام شد در حالي كه مناطق سه گانه جهان تنها 1/0 درصد از كل سهم جهان را به خود اختصاص داده بودند. به اين ترتيب مي‌توان چنين نتيجه گرفت كه توليد و فروش جهاني خودرو با بازارهاي مصرف وميزان تقاضا در كشورها و مناطق مختلف دنيا ارتباط مستقيم و تنگاتنگي دارد و در صورت پايين آمدن هزينه‌هاي توليد و افزايش فروش، سهم بيشتري از بازارهاي مصرف به خودروسازان كشورها اختصاص مي‌يابد.

    در پي بحران مالي جنوب شرقي آسيا؛ افزايش نرخ بهره و كاهش اعتماد مصرف‌كنندگان به نظام اقتصادي؛ تنها ظرف سال 1997 تا 1998 فروش خودرو در كشورهاي عضو آ.ث.آن 69 درصد كاهش نشان داد. اين بحران اقتصادي تا اندازه‌اي شديد و جدي بود كه آثار آن به برزيل نيز رسيد و با افزايش نرخ بهره؛ فروش خودرو در اين كشور آمريكاي‌جنوبي نيز 33 درصد كاهش نشان داد. البته غيراز آن دسته از كشورهايي كه در جريان بحران مالي آسيا به صورت مستقيم متأثر شدند؛ گروهي از كشورها نيز از موج آثار مخرب اين بحران اقتصادي متضرر گرديدند و به طور غير مستقيم تا سال 1999 با اين مشكل دست و پنجه نرم مي‌كردند.

    يكي از ويژگي‌هاي خاص صنعت خودروسازي در جهان آن است كه مالكيت و انحصار ويژه‌اي در بين توليدكنندگان عمده خودرو مشاهده مي‌شود. به رغم اين كه پراكندگي و درجه نفوذ خودرو در جهان بسيار زياد است؛ تعداد و پراكندگي توليدكنندگان اين محصول بسيار محدود است. تنها تعداد خاصي از خودروسازان بيشترين سهم از بازار توليد و فعاليت را به خود اختصاص داده‌اند و به عبارت ساده‌تر بايد اذعان داشت كه چندين توليدكننده خاص بيشترين سهم از بازار جهاني خودرو را تحت كنترل خود درآورده‌اند. همين بس كه بدانيم بنا به اطلاعات منتشر شده از سوي اتحاديه بين‌المللي توليدكنندگان خودرو؛ در سال 2001 سيزده شركت خودروسازي به تنهايي توانستند 87 درصد از كل توليد جهان را به خود اختصاص دهند.

    يكي از تحولاتي كه در 20 وحتي 30 سال اخير در اين صنعت به وقوع پيوسته است؛ ورود توليدكنندگان جديد خودرو به بازارهاي جهاني و عرصه رقابت بين‌المللي است.به عنوان نمونه شركت هونداي كره‌جنوبي و شركت پروتون مالزي از جمله شركت‌هايي هستند كه پس از بحران مالي سال 1997 در قاره آسيا؛ شتاب بيشتري به فعاليت خود داده‌اند و توانسته‌اند علاوه بر تأمين بخشي از نيازهاي داخلي كشورهاي خود؛ به بازارهاي ديگر كشورها نيز راه يابند.






    به ديگر سخن مي‌توان چنين استنباط كرد كه شش كشور: ايالات متحده آمريكا، ژاپن، آلمان، كره جنوبي، ايتاليا و فرانسه توانسته‌اند حدود 90 درصد از توليد جهاني خودرو را در انحصار خود داشته باشند و ايالات متحده آمريكا بيش از 25 درصد از توليد را در اختيار دارد. به اين ترتيب با در نظر گرفتن درجه تمركز در توليد و مقايسه آن با بازارهاي مصرف مي‌توان دريافت كه تعداد محدودي از توليدكنندگان سالانه ميليون‌ها دستگاه انواع خودروهاي سبك و سنگين را روانه بازارهاي جهاني مي‌كنند.

    از سوي ديگر بسياري از همين غول‌هاي خودروساز؛ سهامداران عمده ديگر كارخانه‌هاي خودروسازي در اطراف و اكناف جهان نيز به شمار مي‌روند. به عنوان نمونه شركت فرانسوي رنو نيمي از سهام نيسان‌موتوز ژاپن را در اختيار دارد. همچنين 49 درصد از سهام ISUZU ژاپن را نيز جنرال موتورز آمريكا خريداري كرده است. به اين ترتيب با مشاركت صنايع مطرح در ساير شركت‌ها امكان استفاده از فناوري جديد و ارائه نمونه‌هاي پيشرفته تر خودرو نيز فراهم شده است.



    هند يكي از كشورهاي در حال توسعه است كه توانسته است گام‌هاي بلندي در زمينه صنعت خودرو بردارد. اين كشور توانست در اواخر دهه 90 ميلادي با اجراي سياست‌هاي آزاد‌سازي اقتصادي و انعطاف بيشتر در مقابل سرمايه‌گذاران خارجي؛ با جذب سرمايه‌هاي مستقيم خارجي به صنعت خودروسازي خود رونق تازه‌اي ببخشد.به اين ترتيب ظرفيت توليد به 660 هزار دستگاه در سال افزايش يافت اما فروش سالانه خودرو تنها 7/4 درصد افزايش نشان داد. شايان ذكر است كه در سال 2002 ميزان توليد خودرو در هند حدود 700 هزار دستگاه گزارش شده است.

    همانگونه كه اشاره شد يكي از رويدادهاي مهم صنعت خودرو؛ ادغام خودروسازان بزرگ و مشاركت در ساخت محصولات مشترك بود. از طرف ديگر بديهي‌ترين نتيجه اين اقدام تقسيم بازارهاي مصرف و افزايش ضريب نفوذ توليدكنندگان در بازارهاي منطقه‌اي جهان بوده است.

    بازار آمريكاي شمالي

    شركت‌هاي مهم خودروسازي در ايالات متحده آمريكا و ديگر كشورهاي آمريكاي شمالي در اقدامي هماهنگ؛ دو سامانه متفاوت توليد خودرو در مكزيك ايجاد كردند. پايين بودن هزينه توليد و نيروي كار ارزان و فراوان در اين كشور باعث شد كه كارخانه‌هايي ويژه تامين خودروهاي مورد نياز بازار داخلي مكزيك و همچنين كارخانه هاي توليد خودرو جهت مصرف در بازارهاي آمريكا و كانادا در اين كشور ايجاد شود. با ايجاد اين سامانه دوگانه و موازي امكان نفوذ به بازارهاي منطقه نيز بيش از پيش مهيا شد. البته شرايطي كه عضويت در پيمان نفتا براي مكزيك ايجاد كرده نيز در رونق تجارت و صادرات خودرو بي تاثير نبوده است. به موجب قرارداد موجود در نفتا؛ تعرفه واردات خودرو كاهش يافته و امكان واردات و صادرات اين محصول پر مصرف نيز بيشتر و آسان‌تر شده است. قابل توجه اينكه ميزان توليد خودرو در اين منطقه از جهان كه شامل سه كشور آمريكا، كانادا و مكزيك است در سال 2002 به 16 ميليون و 713 هزار دستگاه رسيد و يك سال بعد يعني در سال 2003 با توليد و عرضه 16 ميليون و 209 هزار دستگاه نزديك به 3 درصد رشد منفي داشت. گفتني است كه ايالات متحده آمريكا در 2003 به تنهايي 12 ميليون و77 هزار دستگاه خودرو توليد كرد. با در نظر گرفتن اين عدد مي‌توان به اهميت اين منطقه از جهان در زمينه توليد خودرو پي برد. به اين ترتيب با توليد اين مقدار خودرو در اين منطقه بخشي از محصولات توليد شده صادر و بخشي نيز در همين بازار به مصرف مي‌رسد.

    بازار اروپا

    با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي سابق در سال 1991 و جدايي كشورهاي شرق و مركز اروپا ازنظام كمونيسم؛ بيشتر توليدكنندگان خودرو در اروپاي مركزي ضمن ادغام با توليدكنندگان اروپاي غربي به تجهيز و تقويت خود پرداختند. به همين دليل ورود سرمايه‌هاي مستقيم اتحاديه اروپايي به كشورهاي كمونيستي سابق؛ نظام صنعتي جديدي را در اين كشورها بنا كرد. حتي در بسياري از موارد داد و ستد با اعضاي اتحاديه اروپايي براي اين گروه از كشورهابه مراتب آسانتر از معامله با كشورهاي كمونيستي سابق بود.