مرسي

Anonymous

Member
کاربر فعال
آفرين به شما احترام ميگذارم
چون فعل خواستن را صرف كرده وبه فعل در آورديد
ياهو
 

علي مددي

Member
کاربر فعال
يا حق

آقاي خوش خلق و بقيه دوستان سلام
اگر جواب ميدهم و تشكر ميكنم نه از اين بابت كه بنده مخاطب جنابعالي بوده ام. بلكه فقط به عنوان يك كاربر ديگر بنده هم از شما تشكر ميكنم. درست است كه دوستان ( و شايد اندكي هم بنده )‌زحمت اين بخش را كشيده و در فعاليت و استمرار آن كمر همت بسته ايم اما هنوز معتقدم با وجود همه ما و شما اين بخش نيز به حيات خودادامه خواهد داد.
پس بنده هم از شما و بقيه ممنونم.
علي يارتان باشد. :D
 

علی خوش خلق

Member
کاربر فعال
برازنگي

حضور من به عنوان يك كاربر تنها بعلت حضور امثال شما برازندگان سايت نورسيده است والاغير جهت كسب فيض
ياهو
 

bourse_bourse

Member
کاربر فعال
¤¤¤¤¤¤¤
....











عید سعید قربان

روز اوج بندگی وتجلی ایثار ابراهیمی مبارک باد


(دکتر علی شریعتی)

پس از رَمی آخرین بت بی‌درنگ قربانی کن...! و اکنون در منی‌ یی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده‌ای، اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟باغت؟اتومبیلت؟ معشوقت؟خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبائی ات...؟ من چه میدانم؟ این را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را- هر چه هست و هر که هست - باید به منی آوری و برای قربانی،انتخاب کنی.

من فقط میتوانم نشانی‌هایش را به تو بدهم: آنچه تو را، در راه ایمان، ضعیف می‌کند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن می‌خواند، آنچه تو را، در راه مسئولیت به تردید می‌افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگهداشته است، آنچه دلبستگی‌اش نمیگذارد تا پیام را بشنوی،تا حقیقت را اعتراف کنی،آنچه تو را به فرار می‌خواند، آنچه تو را به توجیه و تأویلهای مصلحت جویانه می‌کشاند، و عشق به او، کور و کرت می‌کند ابراهیمی‌یی و ضعف اسماعیلی‌ات، تو را بازیچه ابلیس می‌سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی‌ات تنها یک چیز هست که برای به دست آوردنش، از بلندی فرود میآیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم‌وارت را از دست میدهی، او اسماعیل تو است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، !یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک نقطه ضعف!




برای ابراهیم اسماعیل بود، اسماعیل تو، شاید خودت باشی، شاید خانواده‌ای باشد، یا شغلت، ثروتت، حیثیتت...چه میدانم؟ برای ابراهیم، پسرش بود، آن هم چنان پسری، برای چنان پدری اکنون، در برابر چشمان پدر-چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق میزند- می‌روید و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، میبالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته حیاتش، چشم به تنها نونهال خرم و جوانش دوخته است، گویی روییدن او را، میبیند و نوازش عشق را. و گرمای امید را در عمق جانش حس میکند در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این‌روزها، روزهای پایان زندگی،- که به گفته ژید، هر لحظه‌اش را باید به لذت نوشید- با لذت داشتن اسماعیل می‌گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر،انتظارش را نداشته است!
.
جنگ! بزرگترین جنگ، جنگ در خویش، جهاد اکبر. فاتح عظیم‌ترین نبرد تاریخ، اکنون مغلوب، ضعیف، ترسیده، آشفته و بیچاره. جنگ، جنگ میان خدا و اسماعیل، در ابراهیم! دشواری انتخاب!

کدامین را انتخاب میکنی ابراهیم؟ خدا را یا خود را؟ سود را یا ارزش را؟ پیوند را یا رهائی را؟ مصلحت را یا حقیقت را؟ماندن را یا رفتن را؟خوشبختی را یا کمال را؟ لذت را یا مسئولیت را؟ زندگی برای زندگی را یا زندگی برای هدف را؟علاقه و آرامش را یا عقیده و جهاد را؟غریزه را یا شعور را؟ عاطفه را یا ایمان را؟ پدری را یا پیامبری را؟ پیوند ...را یا پیام را؟ و بالاخره، اسماعیلت را یا خدایت را؟
انتخاب کن ابراهیم!


لیلا در وا کُن مُویُم
پشت در وا کُن مُویُم
این چه در وا کِردنِ
این ز اقبال مُویِه


کلیک و مشاهده بفرمائید

http://ww2.mehr.ir/Multimedia-1-29097.aspx

 

منهتن

Member
کاربر فعال
دوستان و اساتید عزیز تایپیک دلار ریال تشریف بیاورید اینجا مرسی
اگر کسی از معاملات امروز دلار تلفنی....قیمتی دارد بفرماید مرسی
نوشتن در هر موردی اینجا جای تشکر دارد مرسی
 
بالا