عطارکده (کافی بورس!)

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
عطارکده استراحت گاه سهامداران است.

پس از فراغت از معاملات پرتنش روزانه

در عطارکده

غبار خستگی را از ذهن و جسم خود بزدایید
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
آی جونم چه حالی میده آدم تو خونه ی خودش بشینه!!!! خدا رو شکر ما بالاخره از مستاجری نجات پیدا کردیم! خدا همه رو صاحب خونه کنه ایشالا.
اینجوری بهتره دیگه مزاحم دوستان تحلیلگر و تحلیل دوست و ... هم نمی شیم!!!!!
خب ، فقط باید اینجا رو یکم آب و جارو کنیم و بر و بچه ها بیان یه صفایی بهش بدیم .
از امینگر عزیز ، بارسلونای دوست داشتنی ، پرهام جون و خزان عزیز ممنونم که به خونه خودشون سری زدند و صفا رو به کلبه درویشی عطار آوردن .
@};-خیلی خوش اومدین . صفا آوردین .@};-

 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
امتیاز ارزیابی...

همه ما ارزیابی می شویم....
آنگاه که پست هایمان زیاد می شود
و این مربع های کوچک پنج قلو! به جلو می روند
سبز تیره ، سبز روشن ، خردلی و
ستاره سرخ و
دوباره سبز کوچک تیره....
من که در این دنیای پر از ستاره
حتی یک ستاره کوچک ندارم
حالا به ستاره فرمز درشتم خیره می شوم
و می نویسم و باز هم می نویسم
و دوستانم
قطرات محبتشان را
با فشار انگشت سبابه بر روی ماوس
به من هدیه می کنند
و مربع های ارزیابی من
روشن و روشن تر می شوند و
ستاره های قرمز من یکی ، دوتا ، سه و چهار می شوند
و اکنون من چقدر
به ستاره خاکستری مشتاقم ....
پس دوباره می نویسم و دوباره ارزیابی می شوم
اکنون که با چهار ستاره سرخ در تاپیک به اعتباری رسیده ام
احساس می کنم که توقع دوستانم از من بیشتر شده است
هر مربع ، یک سال اعتبار
هر پنج قلو= پنج سال اعتبار
و تا رسیدن به اولین ستاره سرخ
من پانزده ساله ام
و عالمی عزیز شصت سالگی را پشت سر گذاشته است!!!
و عطار در مرز بیست و پنج سالگی
راه طولانی در پیش دارد....
تا رنگ ستاره خاکستری را
در هفتاد و پنج سالگی عمر تاپیکیش مشاهده کند
و من در این فکرم که
امید به زندگی تاپیکی
در گروه قندوشکر
چند سال است؟
و آیا پس از صدوسی وپنج سالگی! ستاره ای وجود دارد؟
ستاره آبی یا شاید سبز!
و یا مربع و ....
ولی
تمام این اشکال هندسی رنگی
بهانه ای است برای بودن
در کنار هم
و دوست داشتن
و ابراز محبت به یکدیگر
و دیگر هیچ .......
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
ضرب المثلهای بورسی :



  1. سود سهم رو آخر تعدیل میشمارن
  2. نوسانگیر چو نوسانگیر ببیند خوشش آید
  3. غپاک به غاذر میگه روت سیاه
  4. حجم مبنا دو میلیون ، حجم معاملات هیچی
  5. نمودار که سربالا میره ، سهامدار تکنیکال میخونه
  6. نقدینگی نمی بینه وگرنه سهامدار قابلیه
  7. کارگزار اعتباری ، شریک مال نوسانگیره
  8. اگه برای من سود نداره ، برای تو که درصد کارگزاری داره
  9. اگه نخوردیم 5 مثبت ، دیدیم دوستان خوردن حالشو بردن
  10. اول برادریتو ثابت کن ، بعد تقاضای خرید اعتباری کن
  11. بازی بازی ، با ذوب و فملی هم بازی
  12. با یک مثبت چهار ، بهار نمی شه
  13. به منفی چهاری آمدند ، به مثبت چهاری رفتند
  14. حق تقدم هم جزو نمادهای بورسی شده !
  15. تو بگی «ف» من می گم فولاده
  16. توی بورس طلا و دلار خیر نمی کنند
  17. سهامی که به بورس رواست به فرابورس حرامه
  18. لیدر که دو تا شد ، نماد یا منفی میشه یا قرمز!
  19. در فروش لذتی است که در خرید نیست
  20. سهامدار که کساد می شود ، نوسانگیری می کند
  21. بورس ، دار مکافاته
  22. سهم که یک جا بمونه می گنده
  23. نوسانگیر ناشی به تسه می زنه
  24. مرغ همسایه ، غاذره
  25. حق تقدم خوبه ، اما برای همسایه
  26. فرابورس چیه که حجم مبناش چی باشه؟
  27. نه شپترو خوبه نه مارون لعنت به هر دو تا شون
  28. کاذر در خانه و ما گرد کهمدا می گردیم
  29. یا مکن با بورس بازان دوستی ، یا بنا کن خانه ای در خورد بورس!
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
شعر کارگزاران

کارگزاران کاین همه اردر مرتب می کنند
چون به دفتر می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند آنلاین بازپرس
هشت و نیم صبح چرا اینقدر معطل می کنند؟

گوییا باور نمی دارند همه علاف ایشان گشته اند

کاین همه صف را کجا ، اینگونه سمبل می کنند؟

یا رب این نوکارگزاران بر خر خودشان نشان
کاین همه اردر هنوز ننوشته بر خط می کنند

ای سهامدار حقیقی ، معاملاتت را نگر

می دهی پورسانت و ایشان خواب راحت می کنند

بر در تالار بورس ای کارگزار ، تسبیح گوی
کاندر آن جا معاملات غاذر و ذوب و شبندر می کنند

صبحدم از بورس می آمد خروشی ، عقل گفت

کارگزاران ، شعر عطار ، گویی از بر می کنند!
 

mohamadzakeri

Well-Known Member
کاربر فعال
زیبا ترین و اثر بخش ترین جملات از محمود احمدی نژاد



اتفاقا تغییر ساعات، اثر بر عکس دارد و مصرف انرژی را زیادتر می کند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
این که می گویند دو تا بچه کافیه، بنده معتقد نیستم. کشور ما برای صد و بیست میلیون نفر جا دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * *
فرار مغزها و سرمایه‌ها نداریم، هر کس آزاد است هر کجا که خواست زندگی کند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
مردم از شنیدن اسم دموکراسی حالت تهوع می‌گیرند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
امارات اگر پیشرفت کند، انگار ما پیشرفت کرده‌ایم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر مصر امادگی داشته باشد، تا پایان وقت اداری امروز، روابط را (پس از سی سال قطع رابطه) برقرار می کنیم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
یک زن (اشاره به فاطمه رجبی) پیدا شده که مردانه حرف می‌زند، آن وقت شما بهش ایراد می‌گیرید؟
* * * * * * * * * * * * * * * * *
در کشور ما طی این دو ساله معجزه‌ی اقتصادی رخ داده
* * * * * * * * * * * * * * * * *
گوجه‌فرنگی ۳۵۰۰ تومان نیست، بغل خانه‌ی ما ۱۲۰۰ تومان است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
چهل و دو روزنامه علیه دولت می‌نویسند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
گفته‌ی مرکز پژوهش‌های مجلس در باره نرخ تورم ۲۳ درصدی دروغ است، تورم ۱۳درصد است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
من نگفتم نفت را سر سفره‌ها می آورم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز همه به این واقعیت معتقدند که در حال حاضر کشور را امام زمان مدیریت می کند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
مردم اطلاعات پرسشنامه طرح تحول اقتصادی را با دقت 99.96 % درست تکمیل کرده اند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
طرح تحول قیمتها را افزایش میدهد، اما این افزایش قیمت تورم نیست بلکه جهش است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
میانگین سن دانشمندان هسته ای ما، 17 سال است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
یک دختر 15 ساله توانسته است در زیرزمین خانه شان، اورانیوم را غنی کند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
با چاقوی زنجان، دشمنان این مملکت را به دو نیم می کنیم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
بدرفتاری با ایرانیان در فرودگاهها دروغ است، با من و هیئت همراهم در همه جا خوشرفتاری می کنند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
بر خلاف نظر بقیه، من معتقدم زنان گیلانی در کنار کار و تلاش روزانه، حریم عفاف و ناموس خود را هم حفظ می‌کنند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
در سفر عربستان، برادر عزیزم ملک عبدا..، مرا در صندلی کنار خودش نشاند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
آنقدر قطعنامه بدهید تا قطعنامه دانتان بترکد
* * * * * * * * * * * * * * * * *
با حذف قیمت زمین، بهای خانه نصف می‌شود
* * * * * * * * * * * * * * * * *
آقای مشایی مظلوم واقع شدند ایشان هیچ گاه نگفتند ما با ملت اسرائیل دوست هستیم بلکه ایشان گفتند ما با مردم اسرائیل دوست هستیم
* * * * * * * * * * * * * * * * *
روشنفکران، به اندازه ی بزغاله هم نمی فهمند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
سران کشورهای دنیا برای نزدیکی با کشور ما صف کشیده اند، مثل این پیرزن ها که در صف زنبیل می گذارند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
آقای کردان مظلوم واقع شدند و استیضاح ایشان غیرقانونی است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
در دنیای ورزش، نتایج پارا المپیک از المپیک مهمتر است
* * * * * * * * * * * * * * * * *
ایران آزاد ترین کشور دنیاست…ا
* * * * * * * * * * * * * * * * *
هرگز نمی گذارند که اوباما رئیس جمهور آمریکا شود
* * * * * * * * * * * * * * * * *
در خارج از کشور بچه 4 ساله من را به مادرش نشان داد و گفت : محمود
* * * * * * * * * * * * * * * * *
در سفر ایتالیا من را می خواستند با اشعه ایکس ترور کنند
* * * * * * * * * * * * * * * * *
بهای کنونی نفت (150دلار در سال86) بسیار پایین است و من پیش بینی می کنم که نفت به 200 دلار هم برسد
* * * * * * * * * * * * * * * * *
آنها از من می ترسند، یک سخنرانی بکنم بهای نفت گران می شود
* * * * * * * * * * * * * * * * *
درست است که بهای نفت دارد کاهش پیدا می کند (130دلار اوایل در سال87)، ولی بطور قاطع می گویم زیر 100 دلار نخواهد رسید
* * * * * * * * * * * * * * * * *
عده ای می گویند که بازار آزاد همه چیز را حل می کند، ولی من به شما می گویم که بازار آزاد برای دزدها و سارق هاست
* * * * * * * * * * * * * * * * *
به خبرنگار خارجی : شما نماینده ملتتان هستید و باید به سوال من پاسخ دهید…
* * * * * * * * * * * * * * * * *
حجم سرمایه گذاری در صنعت نفت، در این چهارسال 60 میلیارد دلاراست
* * * * * * * * * * * * * * * * *
تسهیلات بانکی چون رگ در خون اقتصاد جاریست.
* * * * * * * * * * * * * * * * *
آن ممه را لولو برد.
* * * * * * * * * * * * * * * * *
انگلیس جزیره کوچکیست در غرب آفریقا
* * * * * * * * * * * * * * * * *
با بی ادبی ما را تهدید به تحریم می کنند . شما کیه چی باشید یا چیه کی باشید
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
دوبیتی های بابا غضنفرنوسانگیر:

مُو آن رندم که نامُم بی غضنفر

نه قند دیرُم نه شهد دیرُم نه شِکـّر

چو «ک» آیو بگردُم گِردِ کاذر

چو «ش» آیو روُم سوی شبندر
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
نوسانگیرم من.
روزگارم بد نیست.
تكه
سهمی دارم ، خرده سودی ، سر سوزن انصاف .
کارگزاری دارم ، بهتر از برگ کلم .
دوستانی ، بهتر از گرگ و شغال .


و سهامی كه در این نزدیكی است :
لای این قند و شکر ، پای آن
ذوب بلند.
روی
شتران و غپاک ، روی مارون و کگل .

من طمعکارترم .
عشق من پول و دلار
سهم من
فجر و کچاد
قلرست قندِ شکرپاره ی من .
نوسان با اعتبار کارگزار می گیرم.


در خریدم جریان دارد مکر ، جریان دارد ظلم .
شرم از پشت کلامم پیداست :
همه ذرات وجودم
متقلب شده است .
من سهامم را
آن زمان می خرم
كه فروشنده اش
از تنگیِ دست
دور خود می پیچد
و سرِ ظهر ،
همه گیج و هراسان شده اند .


نوسانگیرم من
پیشه ام
نقاشی است:
گاه گاهی سبدی می سازم با
قند ، می فروشم به شما
تا به
تعدیلی كه در آن زندانی است
ذهنتان تازه شود .
چه خیالی ، چه خیالی ، ... می دانم
سفره ام بی
نان است .
خوب می دانم ، حوض نقاشی من بی
جان است .
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
معاملات وزغی :


حال من چون وزغ است
قندها آتشی افروخته اند بر بدنم
تا مرا سرخ کنند
من به شیرینی قند
و به تعدیل و کُدال
به چغندر ، به سوال
به صف فروش قشهد و غدام
به حقوقی
به همه مشکوکم

حال من چون وزغ است
با سهامِ سبدم
کاسه ای ساخته ام
که تمام حجم مبنای قپیرا
شعله افروخته
بر قابلمه ام
شعله را کم نکنید
بگذارید ، که تا مرز
تَقَل قُل
آبها قُل بزنند

من کمی پخته ترم
گرچه من در سبدم
مالک سهمکی از
قند لرستان هستم
دوستم می گوید :
آی عطار. . .
برون آ ، ز سرا پرده ی قند
من به او می گویم
این سوز
ز کجا می آید؟
در این قابلمه را
بگذارید

حال ، اکنون
من کمی پخته ترم
حال من چون وزغ است .
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
اصول کاربر شناسی


طی تحقیقات عطار ، کاربران تالار بورس به پنج دسته عمده تقسیم می شوند که در ادامه به تشریح این کاربران خواهیم پرداخت :

1)PostlessUser (نا نویسان) :
این گروه از کاربران هیچگونه مطلبی را درگروه درج نمی کنند و فقط مطالب مورد علاقه خود را لایک می زنند .

این کاربران احتمالاً :

1-الف)حوصله ندارند ،
1-ب)از مخالفت دیگران نسبت به نظراتشان بیم دارند ،
1-ج)اعصاب ندارند ،
1-د)صفحه کلیدشان برچسب فارسی ندارد!
1-ه)آیدی مذکور ، آیدی دومشان است که بصورت ناشناس می آیند و مطالب خودشان و دوستانشان را لایک می کنند!!!

اینگونه کاربران را «لایک زن» نیز می نامند .

2) LowPostUser (کم نویسان) :
این افراد بسیار به ندرت مطلب می نویسند و تمایل چندانی نیز به لایک زدن نوشته دیگران ندارند.

این کاربران احتمالاً :

2-الف) کارمند هستند ،
2-ب) در دسترس نیستند ،
2-ج) دوست دارند مریدان خود را تشنه نگه داشته و منتظر درخواست مریدان و هواداران خود به دعوت ایشان به حضورشان در تاپیک می‏مانند و به یکباره مانند سوپرمن در جمع مشتاقان حضور می یابند
2-د) اهل منزل نمی گذارند ایشان وقتشان را با کاربران مجازی بگذرانند . (غیرت و حسادت دو دلیل عمده این امر است)
2-ه) فقط از بقیه سوال می کنند . (سلام دوستان به نظر شما ......)


3) MiddlePostUser (میانه نویسان) :
این افراد روزانه دو سه مطلب می نویسند و در محدوده 0 تا 16 لایک دریافت می کنند .

این کاربران احتمالاً :

3-الف) ناچار به پاسخگوئی به تشکر دیگران هستند .
3-ب) در زمره تحلیلگران هستند .
3-ج) سبد سهام متنوعی دارند .


4) HighPost User (پرنویسان) :
این افراد روزانه بین سه تا سی و سه مطلب می نویسند و در محدوده 0 تا 256 لایک دریافت می کنند .

این کاربران احتمالاً :

4-الف) بدنبال
«دُم فیل» هستند . (این واژه را کاربران بالای 40 سال درک می کنند)
4-ب) خانه دار هستند .
4-ج) معتاد فوروم هستند .


5) Unclassified User (طبقه بندی نشده) :
این افراد در طبقات چهارگانه فوق قرار نمی گیرند و عمدتاً به دریافت لایک تمایلی ندارند .

5-1) پست رد کن هستند (برای اینکار پستهای خالی و نقطه دار ثبت می کنند تا اصطلاحاً صفحه ورق بخورد و مطلب مخالفشان در صفحات قبلی گم و گور شود . (ورق زن نام دیگر این کاربران است)
5-2) اطلاع رسان هستند (در زمینه های مختلف مرتبط و غیر مرتبط پست می زنند)
5-3) فاندامنتالیست هستند
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
دم همه دوستان گلم گرم
که ابراز محبت کردن و به عطارکده تشریف آوردن .
خب اسباب کشی من هم تقریبا تموم شد!
اون وسایل درشت رو آوردم ، ریز میزاش هم بمونه تو تاپیک قندوشکر!!!

خیلی خوش اومدین @};-
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
علت صعودی نشدن شاخص قندوشکر کشف شد

دکتر کیمیاگران مسئول آزمایشگاه تشخیص قندی عطارکده ضمن اعلام این خبر افزود : با آزمایشات گسترده بر روی رفتار شاخص گروه قندوشکر علت صعودی نشدن شاخص این گروه ، کم تحرکی و چاق شدن بیش از حد نمادهای قندی تشخیص داده شد.
کیمیاگران که در آزمایشگاه قندی مستقر در سواحل دامون جزیزه کیش به انجام آزمایشات مشغول است و بسیار کثیرالسفر نیز می باشد ! ادامه داد : برای صحت این موضوع علاوه بر آزمایش سرعت ته نشین شدن قندها در آبهای نیلگون خلیج فارس ، ضمن سفر به بلاد کفر، این آزمایشات در آنجا هم انجام شد و مشاهده گردید که نمونه های قندی به محض در آب انداخته شدن ، بلافاصله در اعماق دریا غرق می شوند! وی افزود : در این آزمایشات قندهای مورد آزمایش به هیچ عنوان در آب حل نشده که نشان از بی تحرکی و چاق شدن بیش از حد این نمادها به مرور زمان دارد!!!
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
خب ؛ اینجا دیگه satrikon جون نیست و می تونیم حسابی به قنقش گیر بدیم!!!!
چاردیواری ، اختیاری !

ای قند تو بهترین سبد ساز / بی قند قنقش کی زنم ساز؟
ای قند تو مونس سهامم / بهتر ز قنقش من ندانم
ای کارگشای دردمندی / ای معجزه ی گروه قندی!
ای هیچ ز سرخ بو نبرده / عطار به تو دلش سپرده
ای ساز کن تمام سازان / کوته ز درت ، سفته بازان
ای نقش ترین نماد تالار / ای کل گروه را تو سالار!
ای پی به ای یت ز 8 برده / عطار ز برت مثال مرده!
ای بادباک تو باد کرده / با بادنکرده ، فرق نکرده!
منفی ز جهان چو پخش گردد / سبزی ز بر قنقش گردد!
تو قند که نه ، تو شهد هستی! / پیش سبلان ، سهند هستی!
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
همدم عطار

کنارم هستی و اما قنقش سرخ میشه هر لحظه
خودت می دونی این قند نیست فقط چغندر محضه!
کنارم هستی و بازم نوسان هامو می گیرم
میگم وای چقدر سخته ، میام قندهامو می گیرم
یه وقت تنها نری تعدیل که از تنهایی می میرم
از این جا تا پل حافظ بری دلشوره می گیرم
فقط تو فکر قشیرم تو فکر بودن با هم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
می دونم که یه وقتایی دلت می گیره از کارم
روزاییکه قهکمت نیست بگم خیلی دوسش دارم
تو هم مثل منی انگار از این عطاری ها داری
تو هم از بس قنقش می خوای یه جورایی خودآزاری

یه جوراااااااااااااااااایی خودآزاری
 

عطار

Well-Known Member
کاربر فعال
جامع الحکایات عطار

در روزگاران قدیم شاعری بود بنام عطار الشعرای کرمانشاهی که شخصی به غایت نکته سنج بود که دایم دست به ماشه دوستان بود و تا کلامی از زبان ایشان جاری می گشت بلافاصله اشعاری در وصفشان می سرود و تعدادی از ایشان را شاد و عده قلیلی را نیز ناشاد می نمود.

القصه روزی گذر عطارالشعراء به تالاری اوفتاد که جماعتی در آن گرد آمده و به صفحاتی شیشه ای که در آن نبشته هایی به رنگ قرمز نگاشته و هر لحظه اعداد و ارقام آن ریفرش (= به هنگام سازی ، نوسازی لحظه ای) می گردید ذل زده بودند! عطار خود را از لابلای جماعت به داخل رساند و شخصی را دید که به ظاهر ، حرفه ای آن کار بود و مرتباً با گوش سخن (موبایل امروزی) فریاد برمی آورد که صف فروش قشیر را روی فلان عدد رنج بکش (بدلایل امنیتی از بیان دقیق عدد معذوریم) و قپیرا را از فلان عدد مگذار فراتر رود و بهمان سهم را ال کن و بل کن و...
عطار از آن شخص پرسید:ای اینکاره! مرا راهی نشان ده تا همچو تو بتوانم معاملتی نیکو نمایم و گوش سخنی بر گوش نهم و اعدادی بر زبان برانم و سودی حلال کسب نمایم!! آن شخص همچنانکه چشم در لوح شیشه ای دوخته بود ، بدون نظر به عطار گفت : ای بنده ی خدا آیا تا کنون معاملتی نموده ای؟ عطار جواب داد : خیر. گفت :آیا کد بورسی دریافت نموده ای؟ عطار پاسخ داد:آن دیگر چه کوفتی است؟! گفت : سرمایه ای نیکو داری که دادوستد نمایی؟ عطار گفت : آری ، درازگوشی داشتم که در بازار آن را به یکصد درهم کانادایی! (=پول رایج آن زمان معادل 3500 تومان امروزی) فروختم. شخص تا این سخن بشنید روی از لوح شیشه ای برگرداند و با چشمان ورقلمبیده اش نگاهی به سرتاپای عطار نمود و گفت : با این پول حتی نمی توانی چهار سهم وپترو نیز بستانی!!! برو و اینجا توقف نکن و وقت ما را مگیر که هم اینک در کمین قشیرم تا به کف آید و به غفلت بخورم!!!

عطار از سخن مرد اینکاره دل آزرده گردید و به سمت در خروج تالار روانه شد. چند قدمی برنداشته بود که مرد بورس بلد بانگ برآورد : ای شیخ درنگ کن. حال که تا اینجا آمده ای و کلی وقت مرا نیز زایل گردانیدی ، می خواهم که حالی اساسی تو را میهمان کنم. عطار گوشهایش سرخ گشت!!! مرد ادامه داد ، فکر باطل نکن!!!!!! می خواهم با پول ناچیزت سهمی برایت بستانم که تا هفت پشتت از سود آن در ناز و نعمت بیاسائید و همچو شاهان زندگی نمائید. عطار از این سخن بسیار مشعوف گردید ومرد را گفت : اما چگونه ؟ تو که گفتی با این پول ناچیز ، چهار سهم وپترو نیز مرا توان ستاندن نیست؟!
مرد مایه دار گفت : آری اما سهمی را می شناسم که مخصوص توست و با ستاندن آن می توانی در کوتاه زمانی ، سودی نیکو بستانی و از برای خود درازگوشی فول آپشن تر! از آنچه داشتی ، واستانی! عطار به وجد آمد و پرسید : بگو چیست آن سهم طلایی؟ و مرد پاسخ داد: قنقش!!!
عطار به توصیت آن مرد عمل کرد و تمام دارائی خویش را قنقش بخرید و از آن زمان تاکنون نه تنها سودی ننموده بلکه در حسرت همان درازگوش بدون آپشن و وپتروی نخریده اش به سر می برد و در فراق ایشان اشعاری حزن انگیز می سراید!!!!!!!!!
 

sahaam

Well-Known Member
کاربر فعال
به افتخار افتتاح عطار کده و به سلامتی عطار
پاشو بیا وسط یه تکونی به خودت بده دستگاه رو معطل نکن
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآماشالللللللللللللللللللاااااااااا



ای قثابت ای نماد پر تحرک
داشتنت توی سبد باشه تبرک
ای شیکر پاره چه طنازی کنی تو
تا به کی با این دلم بازی کنی تو

هرچی هستی هر کی هستی
بس کن این نامهربونی
هر چی هستی هر کی هستی
بس کن این نامهربونی

گاهی قندی گاهی گندی
هم کوتاهی هم بلندی
بعضی وقتها مث صیدی
بعضی وقتها چون کمندی
گاهی میری جام میذاری
اسکل و تنهام میذاری
کاش که عطار تو رو میدید
تا ببینه که چی دااااااری

هرچی هستی هرچی داری
بس کن این حال خماری
هرچی هستی هرچی داری
بس کن این حال خماری
 
بالا