طلوع سرما - پرويز گيلاني

شروع موضوع توسط امير كبيري ‏8 آگوست 2004 در انجمن تالار گفتمان بورس

  1. امير كبيري

    امير كبيري New Member عضو تازه

    تاریخ عضویت:
    ‏17 جولای 2004
    ارسال ها:
    1,013
    تشکر شده:
    2
    طلوع سرما

    نمي دانم از «پرويز گيلاني» چه برداشتي داريد. شايد فكر مي كنيد آدم شيادي است كه مدام به فكر مرده خوري، كلاشي و «مجمع به هم زني» است. نه اشتباه نكنيد. من خيلي مرد هستم كه شجاعانه زندگي خودم را بدون هيچ گونه دروغ و كلكي، براي آگاهي شما، منتشر مي كنم. باور كنيد بازگو كردن اين خاطرات به نوعي ابراز پشيماني از گذشته سياه من است. اما من حالا با آن «پرويز گيلاني» گذشته تفاوت زيادي دارم.

    فكر نكنيد ريشه آدم هايي مثل من از معاملات بورس «كنده» خواهد شد.
    يادم هست مطلبي خواندم كه در مورد بازار سرمايه آمريكا نوشته شده بود. نويسنده با اشاره به قوانين شفاف بورس آمريكا، و قوانين محكم مبارزه با پول هاي كثيف آن را بعد از قتل، محكم ترين قوانين جزايي آمريكا معرفي كرده بود. منظورم اين است كه آدم هايي مثل پرويز گيلاني در بورس متولد مي شوند، مي مانند پول توليد مي كنند اما هيچ قانوني براي محدود كردن فعاليت آنها وجود ندارد. هنوز هم دارندگان اطلاعات نهاني در بورس همه كاره اند. بايد اعتراف كنم كه مديران اكثر شركت ها، كاركنان بورس، كارگزاران و حتي اعضاي نهادهاي قانون گذاري بورس، به دادوستد سهم آلوده اند.

    قبول دارم، به پرحرفي افتاده ام اما باور كنيد دلم مي خواهد بازار سهام بالاخره شفاف شود. اما براي اين كه از گذشته خيلي دور نشويم مي خواهم امروز در مورد خانم تهراني (اسم واقعي نيست) برايتان بنويسم. او يكي از معروف ترين سرمايه گذاران بورس تهران است. سهام او بيشتر از ۲۰ ميليارد تومان ارزش دارد. او حداقل در ۷۰ شركت بورس تهران سهام دار است.چند باشگاه ورزشي دارد. در چند شركت خارج از بورس، عضو هيأت مديره است و در نهايت تصميم دارد، يكي از معروف ترين هتل هاي كشور را بخرد.

    حول و حوش ۵۰ سال سن دارد. ولي هنوز ازدواج نكرده است. به گمانم اصالتاً اهل خراسان است. حدود ۲۰ سال است كه به نوعي در اقتصاد ايران فعاليت مي كند. به همه چيز واقف است و قبل از هر چيز يكي از موفق ترين تحليل گران بازار به شمار مي رود.

    موضوعي كه مي خواهم براي شما تعريف كنم، به وقايع ۱۱ سپتامبر يا شهريور ۱۳۸۰ بر مي گردد. آن موقع، من همچنان در مجامع شركت ها شلوغ مي كردم و همه چيز را به سود محمودي، شكل مي دادم.

    روزي كه مطبوعات ايران، راديو و تلويزيون و شبكه هاي ماهواره از عمليات تروريستي عليه آمريكا خبردادند، شاخص بورس تهران به شدت فروريخت.

    امنيت سرمايه گذاري به خطر افتاد و مردم، همه براي فروش سهام هجوم آوردند. قيمت ها فرو ريخت و بورس داشت از حالت تعادل خارج مي شد. خوب يادم هست، محمودي به من گفت: «سعي كن خودت را قانع كني كه خبري نيست بنابراين فقط سعي كن بخري.» و من همين كار را كردم. دارايي هاي نقدي من ناچيز بود، اما خانم تهراني به شدت مي خريد. فكر كنم يك هفته بعد از ۱۱ سپتامبر، خانم تهراني، حداقل سه ميليارد تومان سهم خريده بود. كار او ريسك بزرگي به همراه داشت. اما چند روز بعد مشخص شد كه او (خانم تهراني) حسابي سود به جيب زده است.

    چند روز بعد از اين كه، اوضاع سياسي جهان آرام شد، همه براي خريد سهام دوباره به بورس هجوم آوردند. من عجله كردم و فروختم. اما خانم تهراني، محمودي، صابري و چندين نفر ديگر شتاب زده عمل نكردند. هر كدام از آنها چندين برابر سرمايه گذاري خود سود بردند.

    آن طوري كه يادم هست خانم تهراني حدود ۲ ميليارد تومان در عرض يك ماه بعداز ۱۱ سپتامبر، سود به جيب زد. از محمودي چيزي نفهميدم. اما خودم حدود ۵۰۰ ميليون تومان سود كردم.

    به هر صورت فضا ايجاب مي كرد و عاقل ترها برنده شوند، اما اعتراف مي كنم كه سياست هاي مديران بورس، در حفظ شرايط، خيلي تأثيرگذار بود وگرنه همين سودهاي كلان به زيان هاي كلان تر، براي همه مردم تبديل مي شد.

    شهريور تمام شد. «بزدل » ها دوباره به بازار برگشتند. اوضاع كنترل شد و خيلي ها سعي كردند فقط به آينده فكر كنند. فصل پائيز آغاز شد. و فضاي زرد رنگي، به همه فضاي اقتصاد و كوچه و بازار ايران، سايه افكند. يك روز صبح زود خانم تهراني زنگ زد و از من خواست به ديدنش بروم. فهميدم، از من چه مي خواهد، يك ساعت بعد در دفترش حاضر شدم، مريم هم آن جا بود. بدون هيچ حرف اضافه اي رفتيم كه از همديگر طلاق بگيريم. پائيز بود و سرما داشت، كم كم از پشت كوه هاي شميران طلوع مي كرد.

    پرويز گيلانی
    ¤ نوشته شده در ساعت 19:27 توسط تالار حافظ