راه ثروتمند: نوشته ای از فرید هلالات

شروع موضوع توسط s115rz ‏25 می 2011 در انجمن مباحث تازه

  1. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    نوشته ای از فرید هلالات خوندم که دوست داشتم بقیه دوستان هم از اون نصیب ببرن.
    فرید هلالات که خود من خیلی قبولش دارم و جدا از توانایی های تکنیکیش از نظر ذهنی و طرز تفکر نیز یک سروگردن از دیگران بالاتره ، قلم خوبی هم داره و نوشته هاش بسیار تاثیر گذاره.
    متن زیر تحت عنوان "راه ثروتمند" خلاصه ای است از شکستها و پیروزی هایی که فرید هلالات در طی مدتی که در بازار فعال بوده با اونها روبرو شده.
    هلالات در این نوشته قوانینی برای کسب ثروت از طریق بورس مطرح می کنه و اینکه برای این مساله به چه ابزارهایی احتیاج دارید.
    در هر پست قسمتی از متن رو خواهم گذاشت. امیدوارم مورد استفاده دوستان قرار بگیره.
     
    3 نفر از این پست تشکر کرده اند.
  2. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت اول

    راه ثروتمند
    فرید ھلالات
    ھمه ما در بازارھای مالی به دنبال بھبود وضعيت اقتصادی مان می گردیم. بدست آوردن پول بيشتر و در نتيجه آن،رفاه بيشتر برای ما و ھمه کسانی که دوستشان داریم، مھمترین انگيزه برای ھر سرمایه گذاری است. چه بسامردمی که پس اندازھای خود را به پيکره اقتصاد کشورشان تزریق ميکنند، اما کاملا نمی دانند که چه باید بکنند.
    عدم آگاھی کافی در مورد رشته ای که در آن سرمایه گذاری می کنيم بزرگترین دشمن سرمایه ماست. گرچه تقریبا ھمه ما فکر ميکنيم ھمه چيز را در مورد کارمان می دانيم اما باید بخاطر داشته باشيم که تغييرات ھميشه اتفاق می افتند و ما باید از قبل چاره ای اندیشيده باشيم.
    خود من به عنوان جوانی که می خواست زود ثروتمند شود و در عين حال ھر روز حداقل تا ساعت ١٠ صبح بخوابد، بازار بورس اوراق بھادار را انتخاب کردم. گرچه ھنوز از انتخاب خود کاملا راضی ھستم اما به ندرت تا ساعت ١٠ ميخوابم. بزودی متوجه شدم که در این بازار اقتصادی جنگی تمام عيار برپاست، اما نداشتن یک استراتژی کارآمد و بذل و بخشش کردن سرمایه کوچکم در این بازار پر تلاطم، باعث ورشکستگی من شد. جالب اینجاست که تا آخرین ریال سرمایه ام، ھنوز اميدوار بودم که بالاخره روند نزولی فعاليت ھای اقتصادی ام را صعوی
    خواھم کرد. ھمين اميدواری باعث می شود که تا آخرین ریال سرمایه مان را در این قمار ببازیم اما مگر ما انسانھا بجز اميد، چيز دیگری ھم داریم؟ نھایتا ھمين اميدواری باعث شد تا راھش را پيدا کنم و روند نزولی فعاليت ھای اقتصادی ام را صعودی کنم. به اعتقاد من، فعاليت ھای اقتصادی سودشان را به کسی می دھند که به آن کار وفادار بماند، ثابت قدم باشد و مشکلات را بجای فراموش کردن، حل کند. برای کسی که افکار بزرگی در سر می پروراند، جمله "ھرچيزی یک راھی دارد" این طور معنی می شود که اگر بداند راه ثروتمند شدن چيست، پس
    ثروتمند می شود. این برداشت ساده، معنایی عميق تر از آنچه که در ابتدا به نظر می رسد دارد. سوال و جواب ھر دو ساده است. اگر می خواھيم ثروتمند شویم پس باید راھش را بدانيم. اما راھش چيست؟

    ادامه دارد .....
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  3. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت دوم

    زنده ماندن در بورس یا ھر بازار دیگری، نياز به آن دارد که آگاھی تقریبا کافی از نتيجه تصميماتمان داشته باشيم.
    به این ترتيب ریسک را با دانش بيشتر پایين می آوریم. کسی که بيشتر ميداند بھتر تصميم می گيرد و این راھکار
    خوبی برای پایين آوردن ریسک سرمایه گذاری است. من ھميشه به این جمله که علم بھتر است یا ثروت؟
    ميخندیدم... و عقيده داشتم که شخصی که ثروتمند است می تواند علم دیگران را با ثروتش بخرد. می تواند ھمه
    دانشمندان یا متخصصان ھر رشته ای را که بخواھد جمع کند و نياز علمی خود را بدون زحمت و با کيفيت بسيار
    بالا برطرف سازد. اما امروز می بينم که اینطور نيست. وابستگی به دانش دیگران نقص بزرگی است که سرانجام
    زیان بزرگی به سرمایه ما می زند. تنھا راه تغيير شرایط زندگی تغيير در شيوه فکر کردن ماست.
    علم تنھا سرمایه ای است که تحت ریسک نيست، اما ثروت ھر چقدر ھم که باشد ممکن است به باد رود.
    مسئله اینجاست که جای علم در سر امن تر از ثروت در جيب است. با تکيه بر علم و دانش، ھميشه می توان
    دوباره از اول شروع کرد و سرمایه ای برای غلتاندن و بزرگتر کردن فراھم کرد. تقریبا ھيچ انسان ثروتمندی نيست
    که در طی مسير موفقيت ھای اقتصادی اش چند باری ورشکسته نشده باشد. حتما شما ھم در زندگی خود،
    تصميمات اشتباھی گرفته اید که سرانجام باعث از بين رفتن بخش قابل توجه ای از سرمایه تان یا حتی ھمه
    ثروتتان شده باشد. تحصيل علم برای این است که درست تصميم بگيریم. در کار ما، این تصميمات ما ھستند که
    به ثروت ما می افزایند یا از آن می کاھند. بيشتر بدانيم تا بھتر کار کنيم...
    ما انسانھا در طول شبانه روز، کارھای زیادی انجام می دھيم و تصميمات زیادی اتخاذ می کنيم که ھمه و ھمه،
    تنھا یک ھدف را جستجو می کنند. بالا بردن بھره وری... ھمه کارھای ما برای بھتر کردن آن چيزھایی است که
    فکر می کنيم نياز به بھتر شدن دارند. اما ببينيم این مشخصه بارز، در فعاليتھای اقتصادی ما چه اثری برجای می
    گذارد؟
    اولين بار که پا به عرصه بورس گذاشتم، بسيار اميدوار و پرانرژی بودم، کامپيوترم را روشن کردم و نگاھی به
    قيمتھای سھام در سایت سازمان بورس انداختم. از بالا شروع شده بود ٢% مثبت، ١.٩٨ % مثبت و ... با خوم
    حساب کردم که ٢% یک ميليون تومان می شود ٢٠ ھزار تومان و برای ٢٠ روز کاری می شود ٤٠٠ ھزار تومان.
    این درحالی بود که با خودم می گفتم، تصاعد را ھم حساب نکرده ام. بله، شتر در خواب بيند پنبه دانه...

    ادامه دارد ....
     
  4. mehdi-110

    mehdi-110 New Member عضو تازه

    تاریخ عضویت:
    ‏2 سپتامبر 2006
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    من تجربه کار با فرید هلالات را درام سرمایه من به باد داد تبلیغ از یک آدم حراف دو تا مطلب از روزنامه دنیای اقتصاد بگو تا حالا درست درآمده باشه؟
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  5. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    دوست عزیز
    این نوشته به معنای تایید تحلیلهای فرید هلالات نیست.
    اما به هر حال به شما پیشنهاد می کنم این متن رو بخونید و اگر انتقادی به اون داشتید خوشحال می شم در این مورد نظر شما رو بشنوم. اگر این متن رو دنبال کنید احتمالا یکی از نکاتی که منجر به ضرر و ریان شما شده از زبان خود آقای هلالات عنوان خواهد شد.
    من خودم تحلیلهای زیادی از فرید هلالات خوندم که اتفاقا اکثرش هم درست از آب در اومده. ولی اگر تحلیلهای ایشون با تحلیل که خود من از یه سهم دارم جور در نیاد محاله اقدام به خرید یا فروش کنم.
    همیشه نظرم بر اینه که در بازار سرمایه هیچ کس مثل خود شخص توانایی تصمیم گیری برای سرمایه خودش رو نداره. اگر شما به صرف حرفهای کس دیگه ای سرمایه گذاری کرده اید این یعنی بزرگترین اشتباه.

    روش پیروزمندانه شماره 3
    فلسفه سرمایه گذاري مخصوص به خود را طرح کنید.
    روش پیروزمندانه شماره 4
    براي انتخاب، خرید، و فروش سهام، سیستم شخصی خودتان را طراحی کنید.
    روش پیروزمندانه شماره 9
    تحقیقات خود را انجام دهید.

    اینها 3 اصل از اصول 23 گانه سرمایه گذاری وارن بافت هستند که اکیدا توصیه می کنند شما به هیچ کس جز خودتان اتکاء نکنید.
    راستی خوشحالم که بعد از 3.5 سال حضور در تالار بورس بالاخره حضور شما رو در یکی از تاپیکها دیدیدم.
    موفق باشید.
     
  6. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت سوم

    برای اینکه مبادا بی احتياطی کرده باشم، چند روز خوب به ھمه سھام بازار نگاه می کردم، ھر روز روزنامه می
    خواندم تا از اخبار مطلع شوم و خلاصه سعی می کردم خيلی حرفه ای کار کنم. عاقبت یکی از سھام بازار را که
    چند روز ٢% مثبت می خورد انتخاب کردم و به کارگزارم زنگ زدم. بدبختانه کارگزار عزیز موفق به خرید سھام مورد
    نظر نيز شد.
    فردا صبح دیدم سھامی که خریده ام، در بين مثبت ھای بازار نيست... با حيرت به صفحه مانيتور و قيمتھای
    سایت بورس نگاه می کردم و با خود می گفتم: چرا اینجوری شد؟
    با خودم گفتم جلوی ضررھا را تا وقتی که کوچک ھستند باید گرفت! دوباره با کارگزار محترم تماس گرفتم و
    سفارش فروش دادم. چند روز بعد دوباره آن سھم مثبت شد و من چون در روزنامه ھا می خواندم که عجب سھام
    خوبی است و از چند ماه قبل چقدر بالا آمده، دوباره اقدام به خرید کردم اما...
    بعدھا یاد گرفتم که برعکس ھمه فکر کنم و سھامی که منفی است را گوشه ذھن داشته باشم تا به وقت اش
    خرید کنم. اما این مسئله که واقعا یک سھم باید چه شرایطی داشته باشد تا بتوان گفت وقت خرید آن سھم فرا
    رسيده، باعث می شد تا باز ھم ضرر کنم.
    وقتی بحرانی در بورس اتفاق می افتد، افرادی که تجربه کافی ندارند، این فرصت را غنيمت دانسته و به جمع
    کردن ماھيان بيرون افتاده از آب می پردازند اما غافل از اینکه، این ماھيان اغلب مسمومند.
    تمام کارھای من برای بالا بردن بھره وری و بھبود شرایط ، در نھایت با شکست مواجه می شد. در ابتدا تحمل
    ریسک برایم ساده تر بود چون تازه نفس بودم اما بعدھا با کوچکتر شدن سرمایه ام و از طرف دیگر بزرگتر شدن
    خواسته ھایم برای جبران ضررھا و به سود رسيدن، کارھای عجيب و غریبی می کردم. در ابتدا تمام فکر ما سود
    کردن است اما چندی بعد جبران کردن ضررھا.
    این روش تصميم گيری باعث شکننده بودن تصميمات من شده بود و به محض اینکه سرمایه باقی مانده را در
    معرض خطر می دیدم، از سھم خارج می شدم که البته فروختن آن از نوشتن اش خيلی سخت تر بود.
    بعد از شش ماه تلاش حتی یک ھزار تومانی ھم سود نکرده بودم. به تمسخر در بين دوستان می گفتم که
    فلان سھم از فردا مثبت می شود چون من آن سھم را امروز فروختم. انگار یک نيرویی به من نگاه می کرد و ھر
    چه من انجام می دادم، عکس آن را انجام می داد. به برادرم می گفتم در تالار بورس به جای تابلوی قيمت، مردم
    من را تماشا می کنند. نگاه ميکنند من چه ميخرم تا آن را بفروشند.
    چرا ھمواره شرایط عکس آنچه که ما انتظار داریم پيش ميرود؟ چرا سھامی که می خریم منفی می شود؟
    چرا وقتی می فروشيم دوباره مثبت می شود؟ پس صاحبان این ٢% ھا چه کسانی ھستند؟

    ادامه دارد ....
     
  7. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت چهارم

    برای سود بردن در بازار سھام فقط داشتن پول و یا توانایی تحليل سھام کافی نيست. اینجا بازاریست که به دليل
    ریسک بالاتر نسبت به بازار ھای دیگر و البته بازدھی بالاتر، انسان را بازیچه خود قرار داده و تصميمات ما را به این
    سو و آن سو می کشد.
    برای دوام در بازار فریبنده ای به نام بورس، برای حفاظت از سرمایه و بالا بردن سود، باید یاد بگيریم خود را به
    لحاظ روحی بسازیم. بسياری از خصوصيات اخلاقی ما انسانھا گرچه در طول زندگی، بسيار عادی و حتی حياتی
    جلوه می کنند، اما در بازار بورس نتيجه معکوس می شود. به جای اینکه خصوصيات ما سپر بلای ما باشند
    بلای جان ما می شوند.
    اغلب ما وقتی سھامی را می خریم، آن سھام منفی می شود و وقتی می فروشيم مثبت می شود. گاھی
    برای چند روز بازار با ما ھمنوایی می کند اما فقط چند روز طول می کشد و سپس وقتی که صبح از خواب ناز
    بيدار می شویم می بينيم که صف ھای فروش قابل توجه ای برای سھام نازنين ما ایجاد شده است. اینجاست
    که دو دل می شویم که آیا ما نيز به صف ھای فروش بپيوندیم یا نه؟
    من خيلی تلاش می کردم که سود کنم اما با وجود ثابت قدم بودن باز ھم نتيجه نه تنھا رضایت بخش نبود بلکه...
    من می دانستم که یک جای کار می لنگد اما کجا؟ چرا با وجود اینکه نيروی زیادی برای نيل به ھدف و سودآوری
    صرف می کردم باز ھم نتيجه افتضاح بود؟
    شاید چيزی باعث می شد نيروی من به ھدر برود، شاید تصميمات زیادی که برای بالا بردن بھره وری اتخاذ می
    کردم باعث واگرایی در عناصر نيروی من شده بود. چطور ھمه نيروھایم را ھم جھت کنم تا من ھم بتوانم بھترین
    اتومبيل سال را بخرم؟
    جواب اینجاست... من به نظم احتياج دارم. قوانينی که به کار من نظم ببخشند. این کليد حل مشکلات در ھر
    بازاری است...
    برای موفقيت در ھر کاری باید نظم و استراتژی کارآمد داشت. پس از ھمين امروز، به کمک یکدیگر، برای خودمان
    قوانينی تدوین می کنيم تا در قالب یک استراتژی کارآمد برای معامله، به ما کمک کنند و کارھا نظمی بگيرند.
    مھمترین فرمول در بازار سھام این است که سھم را پایين بخریم و بالا بفروشيم. گرچه این جمله بسيار ساده به
    نظر می رسد، اما ھمه ما می دانيم که مسئله به این سادگی ھا ھم نيست. بطور کلی ھمه کارھایی که انجام
    می دھيم باید با قانون و منطق خرید در پایين و فروش در بالا ھمخوانی داشته باشند. در غير این صورت ھمه
    محاسبات ما برای خرید و فروش سھام برعکس از آب در می آید.
    اولين قانون این است که ھمه کارھای ما باید در این جھت باشد: سھم را پایين بخریم و بالا بفروشيم!
    برای اجرای ھر قانونی نياز به زیر ساختھایی است. بنابراین باید آنھا را ایجاد کنيم که خود وضع کردن قوانين
    دیگری را می طلبد.
    قانون دومی که بسيار مھم است این است که: ھرگز به سھم یا تحليلی عقيده پيدا نکنيم و ھميشه در تصميم
    گيری انعطاف پذیر باشيم. ھمين قدر بگویم که انعطاف پذیری یعنی سازگاری با محيط. در محيطی که ھر لحظه
    در حال تغيير است، سازگاری با محيط یکی از اساسی ترین رازھای زنده ماندن محسوب می شود.
    قانون دیگر اینکه ھر لحظه خود را تجھيز کنيد. قانون تجھيز نيرو، بقای شما را در بازار تضمين ميکند. اما باید از چه
    جھتی تجھيز شد؟

    ادامه دارد....
     
  8. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت پنجم

    تحصيل علم، برای این است که بھتر تصميم بگيریم. چرا شخصی می تواند سھامی را تحليل کند اما دیگری نمی
    تواند؟ بله چون تجربه کسب کرده و به نوعی تحصيل علم نموده. شاید برای بدست آوردن این تجربه ھمه سرمایه
    اش را داده، اما شما باید سعی کنيد تا این تجربه ھا را ارزانتر بدست آورید.
    در ھر کاری که وارد می شوید باید به یک متخصص تبدیل شوید. و ھمين تخصص شماست که بقای شما را
    تضمين می کند. اگر به علم دیگران وابسته باشيد ھميشه حداقل چند گام عقب تر ھستيد. اگر یک متخصص
    باشيد و ستون تحليل سھام را در روزنامه ھا بخوانيد، ممکن است با قسمت ھایی موافق و یا مخالف باشيد چون
    تکيه شما به خودتان است. اما اگر تخصصی در کار نباشد ھرکه ھرچه بگوید، مجبورید بپذیرید چون نمی دانيد که
    چه باید کرد. اگر می خواھيد بدون تخصص در بازار سرمایه به جایی برسيد، از الآن می توانم عاقبتش را به شما
    بگویم: سرمایه شما توسط سھامداران بزرگ و کوچک بازار بلعيده می شود...
    اما این سه قانون به تنھایی متضمن موفقيت ھای آتی شما در بورس اوراق بھادار یا ھر فعاليت اقتصادی دیگری
    نخواھد بود. در اینجا مبحث بسيار مھمی به نام "مدیریت ریسک و سرمایه" مطرح می شود اما مفھوم مدیریت
    ریسک و سرمایه چيست؟
    از آنجا که دار و ندار شما در بازار، سرمایه شماست، پس ایجاد قوانين و پی گيری سياستھایی که به استفاده
    بھينه و ھمچنين حفاظت مطلوب از سرمایه شما منجر شوند، کاملا ضروری بنظر می رسد.
    من نيز در اوایل کارم اھميت مدیریت ریسک و سرمایه را در کتابھا و مقالات مختلف می خواندم اما تمایلی به
    گوش دادن به این حرفھا نداشتم. علت آن این است که ھمه ما انسانھا روئياھایی داریم که می توانند بسيار
    مفيد و یا بسيار مخرب باشند.
    رسيدن به ثروت بخشی از روئيای بزرگ من است و ھمين روئيا باعث شد تا در شرایطی که خيلی ھا ممکن بود
    با بورس خداحافظی کنند من به دنبال راه چاره بگردم اما کدام بخش از روئيای من ایراد داشت؟ آن بخش که می
    خواست زمان زود بگذرد و ثروتمندی از راه برسد.
    با بزرگ شدن انتظارات و روئياھای من نسبت به بازدھی کارم، نمی توانستم بپذیرم که ریسک کارم را پایين آورم
    چون در این صورت آن بازده روئيایی چند سال دیرتر بدست می آمد و من نمی توانستم این مطلب را بپذیرم که
    بازده روئيایی من کم شود.
    با اینکه به دیگران توصيه می کردم سرمایه شان را مدیریت کنند اما در دنيای درونم کسی به مدیریت ریسک
    اعتقادی نداشت. بالاخره در این راه سنگ بزرگ و محکمی بر سر راه کله من سبز شد و ... بله ھمه سرمایه ام
    دود شد و رفت ھوا.
    در پایان یک سال کار مداوم، حساب کردم که اگر اصلا کار نکرده بودم الان خيلی بيشتر پول داشتم، گرچه قطعا
    این تجربه ھا را نداشتم اما لازم نبود برای بدست آوردن این تجربه ھا ھمه زندگی ام را بدھم. این بھای سنگينی
    بود. اما چطور مدیریت ریسک و سرمایه ما را از مھلکه نجات خواھد داد؟

    ادامه دارد....

     
  9. s115rz

    s115rz New Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مارس 2011
    ارسال ها:
    805
    تشکر شده:
    314
    قسمت آخر

    اگر در بازار سھام تازه وارد ھستيد و قصد خرید سھام را دارید به شما خير مقدم می گویم، اما یادتان باشد ھرگز
    بيش از ٢٥ % سرمایه تان را در یک معامله وارد نکنيد و صرف ھمان ٢٥ % ھم حتما در دو یا سه مرحله به صورت
    پلکانی انجام شود.
    این عين جمله ای است که من شنيدم و گفتم: درست است اما برای من مصداق ندارد چون پول من کوچک
    است و ٢٥ درصد آن ھيچی نيست، سودش ھم خيلی خيلی کم می شود. اما در آن زمان نمی دانستم که خرج
    کردن از جيب بھتر از ضرر کردن از جيب است.
    اگر با یک دنيا اميدواری وارد بورس شده اید و ميخواھيد مسمم کار کنيد به شما تبریک می گویم چون واقعا بازار
    پول سازی است اما اگر فکر می کنيد که شما ھرگز ضرر نخواھيد کرد سخت در اشتباھيد. ھيچ کس از اژدھای
    سياھی که در بازار خوابيده در امان نيست مگر اینکه یاد گرفته باشد چطور ضررھایش را کوچک نگه دارد و به
    سودھایش اجازه گسترش بدھد.
    باور کنيد قصد ترساندن شما را ندارم بلکه می خواھم بدانيد به کجا وارد شده اید تا بھتر تصميم بگيرید. مدیریت
    ریسک و سرمایه مبحث بسيار مھم و بزرگی است. ھيج سرمایه داری نيست که در بازار کاری اش بدون در نظر
    گرفتن قوانين کاھنده ریسک دوام آورد. اگر کل بانک سوئيس را ھم به شما بدھند بدون مدیریت ریسک بالاخره
    ھمه را بذل و بخشش خواھيد کرد بنابراین مدیریت ریسک و سرمایه یکی از اساسی ترین قوانينی است که ھر
    سرمایه گذاری باید به آن پایبند باشد، البته اگر قصد فنا کردن سرمایه اش را نداشته باشد.
    سرمایه، آن ماده اوليه ای است که با جھت گرفتن در طی سرمایه گذاری ھا توسط افکار و سياستھای اقتصادی
    ما، برایمان پول توليد می کند و این مسئله باعث بزرگتر شدن سرمایه و در نتيجه بزرگتر شدن عواید پس از آن
    خواھد شد.
    ھنگامی که فکر و استراتژی اقتصادی شما خوب کار می کند، سرمایه شما دستخوش تصاعد طلایی شده و
    رشد آن ھر بار بيشتر و بيشتر ميشود.
    ٤ ماه بازدھی بيش از ١٠٠ % کل سرمایه ام را تجربه کنم. اما زیان ھای بيش - برای خود من پيش آمده که طی ٣
    از ٣٠ % در روز را ھم در کارنامه ام دارم. عقيده من این است که می توان در بازار ھای مالی سود ھای کلانی
    بدست آورد اما باید ھمواره به لحاظ علمی خود را تجھيز کنيم و دانشجوی خوبی باشيم.
    با آزمون و خطا فقط خطاھایمان را بيشتر می کنيم، چون سرمایه گذار نباید به شانس تکيه کند. باید وقتی خرید
    کنيد که بدانيد برای چه خرید می کنيد و تا کجا سھام را نگه خواھيد داشت. باید بدانيد چرا سھامی را می
    فروشيد و کجا دوباره آن را می خرید.
    با در معرض خطر قرار دادن سرمایه، آن را کوچک می کنيم و فعاليت اقتصادی ما از نفس خواھد افتاد. شاید ھم او
    به ما وفادار می ماند و این ما ھستيم که دست از تلاش بر می داریم چون ھمواره کسی شکست خورده تلقی
    می شود که دست از تلاش کشيده و نا اميد شده باشد.
    یکی از موفق ترین سرمایه گذاران جھان، استراتژی جالبی برای معامله داشته است. استراتژی او دو قانون دارد:
    قانون اول اینکه از سرمایه ات محافظت کن و قانون دوم اینکه ھرگز قانون اول را فراموش نکن!
    اگر تا به حال زیان ھایی کرده اید و در پی جبران آن ھستيد صبر کنيد. یکی از مھم ترین قوانين معامله در بورس
    این است که ھرگز برای جبران ضررھا معامله نکنيد. بلکه ابتدا سرمایه فعلی را ھرچقدر که ھست به عنوان
    سرمایه اوليه بپذیرید و سپس برای کسب سود وارد معامله شوید. لذت سود کردن از جبران ضررھا بسيار بيشتر
    است. اگر سرمایه شما نصف شده مشکلی نيست. سرمایه فعلی را به عنوان سرمایه اوليه بپذیرید، انگار که از
    اول ھمين را داشته اید. جبران ضررھا شما را به ھمان جای اول می رساند اما سود کردن از شما یک معامله گر
    حرفه ای می سازد. اگر سرمایه اندک خود را دوبرابر کردید، ارزش کار شما از اینکه ھمان سرمایه اوليه و بزرگ را
    دو برابر می کردید، به مراتب بيشتر است. چون شما با سرمایه ای آسيب دیده و روحيه ای زخمی، دوباره و این
    بار در شرایطی نامساعد تلاش کرده اید. پس باز ھم می توانيد سرمایه تان را دو برابر کنيد و تصاعد طلایی را
    دنبال کنيد.
    بر طبق قوانين ریسک و بازدھی، بالا رفتن ریسک باعث بالا رفتن بازدھی می شود اما تا کجا؟ بالا رفتن ریسک
    نيز حدی دارد و از آن حد به بعد بھره وری به نسبت ریسک بالا نمی رود! اگر ھميشه ١% از سرمایه تان را
    سرمایه گذاری کنيد، سودآوری شما بسيار کند و سرمایه شما بسيار امن خواھد بود. اگر ١٠ % سرمایه گذاری
    کنيد سود شما ١٠ برابر می شود اما آنچنان امنيت سرمایه به خطر نمی افتد. چنانچه ١٠٠ % سرمایه تان را
    سرمایه گذاری کنيد ریسک شما بسيار بالا رفته و ممکن است ھرچه که در این سالھا سود کرده اید را ببازید.
    فعاليت ھای اقتصادی خصوصا بازارھای مالی، ابدا جای قمار نيست بلکه چاره کار به دست تدبير است و تدبير
    ھم از خردمندی، دانش و تجربه شما نشاءت می گيرد...
    خود را به سلاح دانش تجھيز کنيد...

    پایان!
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  10. jalal-jahanfar

    jalal-jahanfar New Member عضو تازه

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آوریل 2014
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    بسيار جالب بود
    بيشتر ضرر هاي مان بخاطر خواسته هاي بدون مرز ميباشد
    اهداف هر انساني بايستي كوچك در حال و ادامه دار باشد
    جلال جهانفر
     
    یک شخص از این تشکر کرد.
  11. takmorvarid

    takmorvarid Well-Known Member کاربر فعال

    تاریخ عضویت:
    ‏19 سپتامبر 2013
    ارسال ها:
    153
    تشکر شده:
    467
    ضمن عرض تبریک
    همه دوستان را به دیدن و مطالعه تمامی صفحات این تاپیک دعوت میکنم
    این تاپیک کامل تر و کدهای بشتری را در اختیار شما قرار میدهد همراه با فایل های آموزشی مالتی مدیا
    تحولی نو و پویا در
    انتخاب سهم مناسب و سیگنال خرید بخصوص در بازار منفی با برنامه نویسی و ساخت فیلتر در دیده بان بازار پیشرفته

    پس بروز باشید!!!!

    http://forum.talarebourse.com/f39/t186355.html

    جهت انتشار این تاپیک لینک بالا را تاپیک های دیگر انتشار دهید.