انتظار

شروع موضوع توسط ارمين مرادي ‏17 جولای 2004 در انجمن تالار گفتمان بورس

  • ربات تلگرامی بورس گرام

    قیمت لحظه‌ای و نمودار سهام مورد نظرتون رو دریافت کنید و با ایجاد دیدبان شخصی، از صف خرید و فروش سهام خود باخبر شوید.

  1. ارمين مرادي

    ارمين مرادي New Member عضو تازه

    تاریخ عضویت:
    ‏17 جولای 2004
    ارسال ها:
    43
    تشکر شده:
    0
    منتظر ورود بقيه ي دوستان و بزرگواران بخصوص جناب شروين شهرياري عزيز هستيم.
     
  2. تحليل گر شخصي

    تحليل گر شخصي مسدود شده مسدود شده

    تاریخ عضویت:
    ‏6 جولای 2005
    ارسال ها:
    395
    تشکر شده:
    0
    تاپيك گراميداشت سالروز شهادت خانم فاطمه زهرا (س)

    يـا زهـرا

    مي روم تا به ياد آورم برزخ نبوت و ولايت و بازو بند زخم را بر بازوي تو

    شايدبه اين روئيت جان بسپارم .



    مي خواهم آخرين صدايي كه مي شنوم

    ياد سفير تازيانهاي باشد كه در آسمان چرخيد و بر دستان سيمين تو فرود آمد

    شايد با اين صدا جان بسپارم .

    السـلام عليك ايتها الصديقة الشهيدة

    يا فــاطمـــة الـزهـرا (س)

    آيا كسي توانسته است غم فاطمه (س) را در سوگ پدر به تصوير بكشد . جز ناله هاي بيت الاحزان فاطمه ؟

    آيا عارفي توانسته است در اين اندوه جگر سوز مرثيه بسرايد آنچنانكه از عمق رنج آدمي در چروك هاي پيشاني علي (ع) خبر دهد و وسعت غم هاي خلقت را در پهناي اشك علي (ع) بشناسد . جز با اشك پنهاني علي ؟

    سوز اشكهـاي فاطمه (س) ، هنوز پاي عارفـان را در بيت الاحـزان سست مي كند و كمـر ابرار را مي شكند و آتش به جان اوليا الله مي اندازد.

    معـاذالله كه رشحه هيچ قلمي بتواند با اشـك سوزنـاك علـي (ع) به هنگام شستن پيكـر فاطمه (س) برابري كند. كجـاسـت اسمـاء ؟

    و اين قلم تنها كاري كه مي تواند بكند . اقـرار و اعتـراف به عجـز است در مسيـر شناخت الفبـاي كتاب مظلـوميت . چه رسـد به شناساندن و تقـريـر و تصـويـر كـردن آن .

    دل بــه ذكـر دوست بيمه مي كنم تـــا كـــه مــدح فـــاطميـه مي كنم

    جرعه اي ساقي كه لب را تر كنيم فـــاطميــه را كمـــــي بـــاور كنيــم

    اي دريغــــا عمــر خـود را بـاختيـــم فــاطميــه را بــه حـق نشنــاختيم

    فـــاطميــــه انسجــام نسلهـاست بـاعـث پيـونـد و هجـر و فصلهاست

    فـــاطميـــه گـويش اهــل دل است هرچه غير از حب زهرا باطل است

    فــاطميـــه حـالـت سوز و دعاست ابتــداي غــربـت آلالـه هــــاســـت

    فــاطميـــه ثبـت مظلـوميـت است روز عــاشــوراي آل عتــــرت است

    فــاطميــه پيــــروي از رهبــريست بــا علي مرتضي همسنگـريست

    فـاطميــه شاهد اشك علي است كي سزاوار ستـم ، آل نبي است

    فــاطميــه سـوگــواري گـــل اسـت ارتبـــاط بنــده و حـق را پـل است

    فاطميه بانگ هل من ناصـر اسـت بيـت حيــدر كـربـــلاي ديگـر است

    ايـن چنيـن گـويـم بـه آواي جلــي

    كــل يــوم فــاطميـــه يـــــا علـــي

    -« التمـاس دعــا »-



    من طناب و رسن و ريسمان بسيار ديده ام اما مي خواهم

    آخرين ريسماني را به ياد آورم كه بر بازوي علي بستند وكشان كشان بردند .



    آندم كه تو كمر بند علي را به سوي خويش مي كشيدي

    شايد به خاطر آوردن اين اضطراب آسوده ام كند.



    مي خواهم به ياد آورم غلغله پريشان اطراف خانه را كه هر چه بالا مي گرفت

    تو در اندرون خانه بيشتر مي لرزيدي و براي دو ريحانه مي ترسيدي .



    مي خواهم بوي سوخته چوب درگاه خانه را با آخرين نفسهايم به حلقوم برم

    شايد خفه ام كند و با اين بو جان بسپارم.